تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
[ 416 ]

فصل [ سى و دوم ] : در جحوظ

« 1 » اگرچه بيان اين در اعلال زجاجيه و جليديه مقدارى كرده‌ايم ، اكنون اينجا جهت تكثير فوايد تكرار مىكنم برأسه . بدان كه اين مرض را سه سبب است : يكى ، آنكه مادهء ريحى يا خلطى در اجزاء چشم درآيد و بدان سبب مقله ممتلى و منتفخ شده برون‌سو گرايد . و علامتش آن است كه مع جحوظ و نتوّ مقله ، عظم حجم در چشم پيدا باشد . و اگر خلطى بود ، ثقل نيز محسوس شود . علاج : به‌حسب ماده مسبّبه در تنقيه كوشند به حقنه و مسهلات و فصد و حجامت . و پس از تنقيه ، چيزى كه اشك آورد و قابض و مسدّد باشد در چشم كشند تا چشم را قوّت دهد و از نتوّ و قبول ماده بازدارد . و آنچه بدين كار آيد ، شياف سماق است بدين نسخه : صفت آن : سماق در آب بجوشانند و صاف نمايند و آب صافى را فقط بپزند تا كه به قوام آيد ، پس بستانند اسفيدهء ارزيز ، يك جزء ؛ كافور ، ربع جزء ؛ كتيرا ، سدس جزء ، در آب مقوّم [ مذكور ] بسرشند و شياف سازند . دوم ، آنكه به سببى از اسباب ضاغطه منضغط شود مقله به سوى خارج . و اسباب مذكور ، خناق است و صداع شديد و قىء و صياح و نعره و طلق شديد و تزحّر و هرچه موجب حصر نفس باشد . و علامت اين ، وجود [ مرض ] با تقدم سبب است . و [ نيز ] تمددى كه چشم را از خلف به سوى خارج دفع كند احساس كردن . و آنكه اگر ماده نيز در اندفاع معاون بود ، عظم در چشم پديد همىآيد . علاج : اگر ازالهء سبب كفايت نكند و هرچند سبب زايل شده باشد جحوظ باقى بود ، بايد كه قطعه‌يى اسرب با خريطهء پر از سحيق سرمه در رفاده نهند و بر چشم استوار ببندند و بفرمايند تا مريض بر قفا همىخسبد . و اطليهء قابضه چون قشور انار و اقاقيا و عليق و عصارهء لحية التيس بر چشم بندند . و براى تقويت و جمع و قبض اجزاء چشم ، به
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Protrusion ; proptosis