[ 419 ]
فصل [ سى و پنجم ] : در استرخاء الجفن
« 1 » بايد دانست [ كه ] گاه باشد كه چون رمد عارض شود ، در پلك بالا استرخا پديد آيد . و باشد كه استرخا بدان حد رسد كه پلك برداشته نشود . و سبب اين مرض ، وقوع استرخا است در عضلات پلك .
علاج : نخستين ، تنقيهء بدن كنند اگر احتياج ببينند . و در علاج رمد كوشند بهحسب جوهر وى . و هرگاه رمد زايل شود و استرخاء باقى باشد ، بايد كه رگهاى داخل بينى بگشايند و بر پلك و ابرو و پيشانى ، صبر و اقاقيا و ماميثا و زعفران و مرّ در آب آس تر سرشته ضماد كنند تا ماده را خشك كند و عضو را قوت دهد . و ايضا ، بهر تنقيهء پلك ، كحل كه اشك آرد بر پلك كشند . و اگر بعد [ از ] اين علاج ، [ باز هم ] پلك بر موضع بصر منطبق شود ، تشمير « 2 » كنند ؛ يعنى پلك را قطع نمايند .
[ 421 ] فايده : اندرون هر دو سوراخ بينى دو رگ باريك است كه آن را عرق المنخرين گويند .
و طريق فصد اين رگها آن است كه بيمار دم حبس كرده در آفتاب بايستد و سوراخ بينى مقابل آفتاب بدارد تا به سبب روشنائى آفتاب رگها ظاهر شوند و به نظر فصّاد درآيند ؛ پس آنها را به قفاء مبضع يا به آلتى كه براى اين كار مخصوص باشد و وى مانند « مبطّ » [ كه آلت بطّ نمودن است ] مىبود بگشايند . و منفعت فصد اين رگها آن است كه رطوبت را مع الدّم مستفرغ سازد از چشم . و گاه باشد كه استرخاء جفن به طريق فالج و لقوه بود و بيانش ذكر يافته . و گاه باشد كه وتر كه برداشته مىدارد پلك را ، از طرفى بريده شود
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Ptosis ; drooping of the upper eyelid( 2 ) [ 420 ] . طريق تشمير ، آن است كه پلك بالا را از ماق اكبر تا ماق اصغر ببرند و بهحسب قلت و كثرت استرخا هر قدر كه مطلوب بود جزء پلك را از مقراض برگيرند ؛ يعنى در موضعى كه استرخا بيشتر بود ، از آن جايگاه پلك را بيشتر ببرند و از آنجا كه كمتر بود ، كمتر . و پس از قطع ، [ از ] سه چهار جا بدوزند و ذرور اصفر بر آن افشانند و نمك و زيره [ را ] خائيده آب وى در چشم چكانند .
و روز سوّم يا چهارم رشتهها را به مقراض ببرند و برآورند و مرهم استعمال نمايند . و از اين تدبير ، پلك برداشته گردد و ناظره هويدا شود .