تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
[ 410 ]

فصل [ سىام ] : در قمور

« 1 » آن ، عبارت است از كلال و ضعف كه عارض شود باصره را نسبت به بسيارى نگريستن به سوى برف و هر روشنائى غالب . و در اين مرض ، گاه باشد كه باصره بالكل باطل شود و هيچ‌چيز ديده نشود . و گاه باشد كه بدين حد نرسد ؛ ليكن اشياء بعيده را نتواند دريافت به واسطهء ضعف نور ؛ اما از نزديك بتواند ديد . و هر رنگى كه بيند ، تخيّل كند كه در وى سپيدى است . و اين ، بهر آن است كه به سبب ادامت نظر بر سفيدى ، در متخيلهء وى بياض مستقر و راسخ شده باشد ؛ پس هرچه بيند ، پندارد كه بر وى بياض است . در وجه حدوث قمور ، آنچه « شيخ » گفته و قريب به صواب مىنمايد ، آن است كه : چيزهاى سپيد و اضواء ساطعه ، به شدت لطافت خويش روح باصره را متبدّد و متفرق مىسازد ؛ چنانچه نور آفتاب نور چراغ را معطّل مىگرداند . و از آنكه به تمادى ايام در روح اين كيفيت راسخ مىشود ، و ايضا در خيال تمكن مىگيرد ، اگرچه از نگريستن آن اشيا بازمىماند اما مضرت وى در بصارت باقيست تا كه تدارك وى نموده آيد . علاج : خرقهء سياه بر وجه آويزند و جامه سياه پوشند و عصابهء سياه زير چشم بر بندند به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه نظر پيوسته بر آن افتد . و نيكوترين تدابير آن است كه : چيزى كه از موى سياه مىبافند و اتراك [ يعنى ترك‌ها ] در سفرها استعمال مىكنند بر چشم بندند تا به سبب سواد [ خود ] نور را جمع آرد و به سبب ثقبه‌ها كه در وى مىباشد ، از ديدن اشيا مانع نيايد . و ايضا بهر غلظت روح و ارخاء طبقات و ازالهء كثافت برودت ، شير در چشم دوشند اگر سبب مرض [ از ] نگريستن به سوى برف باشد . و براى قوت بصر و غلظت روح و ارخاء طبقات و ازالهء كثافت ، بستانند بادام - خاصه اگر تلخ بود - و كوفته بر چشم ضماد كنند . و به جهت ترطيب چشم و روح و تليين طبقات و ازالهء كثافت و انفتاح مسامات ، از آب گرم تكميد نمايند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Niphablepsia ; snow blindness ; moon blindness