[ 386 ]
فصل [ بيست و دوم ] : در اتساع « 1 » و انتشار « 2 »
حكما را در اطلاق اين دو لفظ اختلاف است ؛ يعنى بعضى اتساع را به گشاده شدن عصبهء مجوفه مخصوص دارند و انتشار را به اتساع ثقبه عنبيه . و بعضى برعكس اين اطلاق كند . و از كلام قدما ما بين هر دو لفظ ترادف مستفاد مىگردد . اما آنچه نزد جمهور محدثين [ يعنى اطباى جديد ] قرار يافته و مطابق لغت است ، آن است كه اتساع ، مرض است و انتشار ، عرض . و بعيد نيست كه ترادف اين هر دو نزد قدما جهت لزوم انتشار باشد مر اتساع را ؛ زيرا كه هرگاه دهنهء عصبهء مجوفه از نهاد اصلى خود كه آن جوف ويست مقدارى كه سوزن باريك در آن تواند درآمد گشادهتر شود يا ثقبهء عنبيه از مقدار معينهء خود فراختر گردد ، لازم است كه در نور محصوره پراكندگى افتد . پوشيده نيست كه گشادن را اتساع گويند و پراكنده شدن را انتشار خوانند .
بايد دانست كه اگر عصبيه از آفت اتساع محفوظ باشد و ثقبه فقط متسع شود اما اتساع ثقبه تا اكليل كه حدفاصل است ما بين ملتحمه و قرنيه نرسيده بود ، بصارت بالكل باطل نمىشود . و ليكن هرگاه اتساع در عصبه باشد يا فراخى ثقبهء عنبيه به اكليل رسد ، بصارت باطل مىگردد بتمامه .
فرق در ميان اتساع عصبيه و اتساع ثقبه كه تا اكليل رسد ، آن است كه : در اتساع عصبه ، پراكندگى نور در اجزاء چشم پيدا مىباشد و در فراخ شدن ثقبه ، پراكندگى نور در اجزاء چشم ظاهر نمىبود . به حدى كه اگر شخصى كه صاحب درايت نباشد و به سوى اينچنين چشم نظر كند ، پندارد كه تمام چشم سياه گشته است . و نانمودن نور در اجزاء چشم عند اتساع ثقبه بهر آن است كه نور بتمامه بالاستقامت از ثقبه بيرون مىآيد [ و ] بعد از آن منتشر مىگردد . و ظاهر است كه چون نور از ثقبه برون آيد ، در اجزاء چشم پراكندگى
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Dilatation ; dilation( 2 ) . قاموس القانون :. Dissipation ; spreading ; diffusion