[ 376 ]
فصل [ شانزدهم ] : در قروح « 1 » العين
بايد دانست كه قرحه در ساير طبقات ممكن الوقوع است ؛ اما آنچه در ملتحمه و قرنيه و عنبيه افتد ، به نظر مىآيد و علامات مخصوصه دارد ؛ بخلاف آنكه در ديگر طبقات افتد كه در حس نمىنمايد ؛ مگر آنوقت كه مدّه جوش زند و طبقات بالا را شكافته و از رطوبات نافذ گشته به ظاهر آيد ؛ ليكن در ابتدا قبل از آنكه مدّه جوش زند و به ظاهر گرايد . هيچ آثار يافته نمىشود ، مگر اينقدر كه درد مفرط و فساد منكر [ يعنى غير عادى ] رنج مىدهد و [ اينجا است كه ] طبيب مىداند كه رمد است . و از آنكه سبب قرحه ، اخلاط حادّهء محترقهء لذّاعه است كه در طبقات درآمده ، تفرق اتصال آرد . [ و ] شدت نخس و خلش و ضربان و وجع مفرط و كثرت دموع ، از لوازم قرحهء ساير طبقات است .
اكنون ، علامات كه به قرحه ملتحمه و عنبيه و قرنيهء مخصوص است بيان كرده شود :
اما علامت قرحهء ملتحمه ، آن است كه : در سپيدى چشم نقطه سرخ پديد آيد . و اگر سرخى در همهء سپيدى عام بود ، موضعى مخصوص سرختر از ديگر اجزاى وى نمايد . و با وجود اين ، آثار ديگر از لوازم قروح [ كه ] بيان يافته [ شد ] ، شاهد باشد . و قرحهء ملتحمه كه غاير بود ، مسمّى است به « دبيله » .
علامت قرحهء عنبيه آن است كه مقابل سياهى چشم ، نقط سرخ كه به رگهاى سرخ منتسج باشد پديد آيد ؛ پس اگر مادهء كثير الكميه و ردّى الكيفيه بوده باشد ، قرنيه را مىشكافد . و اگر از كثرت و ردائت خالى بود ، تحليل مىپذيرد بلاخرق .
علامت قرحهء قرنيه آن است كه در سياهى چشم نقطهء سپيد پديد آيد . و وجه نمودن قرحه قرنيه [ به صورت ] سپيد ، به واسطهء مانع آمدن وى است بصارت را از ديدن عنبيه كه تحت وى است . و قرنيه ، به لون آن متلون مىنمايد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Ulcer ; sore