[ 326 ]
فصل [ ششم ] : در أعلال طبقهء عنكبوتيه
اين طبقه ، از كنارهء شبكيه رسته است و شاخهاى باريك از طبقه مشيميه با اين طبقه آميخته است و طبقهء مذكور ميان رطوبت جليديه و بيضيّه حاجز است . و عنكبوتيه ، بهر آن گويند كه از فرط رقت ، به نسج عنكبوت مىماند . و فايدهء رقتش آنكه مانع بصارت نشود ؛ زيرا كه عنكبوتيه ، نصف ظاهر جليديه را در پوشيده است [ و ] اگر كثيف الجرم مىبود ، بصارت را منع مىنمود . بدان كه بعضى اطبا اين طبقه را از اجزاى شبكيه مىشمارند و طبقهء علىحده به حساب نمىآرند و شبكيه را نيز . و بر اين تقدير ، طبقات پنج باشد .
بيمارىهاى اين طبقه بر دو قسم است : يكى ، آنكه به مشاركت ديگر طبقات بود .
دوم ، آنكه مخصوص به همين طبقه باشد :
[ 327 ] قسم اوّل : در مرضى كه عارض شود در اين طبقه و در ساير طبقات به مشاركت آن : و آن ، ورم است كه در اين طبقه افتد و ديگر طبقات را متورم سازد . و علامت تورم اين طبقه ، غايت دقّت بصر است و ضعف آن . و نشان آنكه طبقات ديگر در ورم مشاركاند ، آن است كه بصارت منضغط شود و مريض ، راستا و چپا [ را ] نسبت به پيش روى بيشتر بيند و چنان پندارد كه پلكهاى چشم به اسفل كشيده مىگردد .
علاج : استفراغ ماده كنند و تحليل ورم نمايند بدانچه در فصل رمد گفته آيد .
[ 328 ] قسم دوم : در بيمارىهايى كه مخصوص به همين طبقه افتد بىمشاركت طبقه ديگر .
و آن ، تشنّج و تقلّص است كه در اين طبقه افتد . و علامتش آن است كه بصارت ضعيف شود و چشم اختلاج كند و دريابد در چشم كه گويا خار مىخلد يا چيزى چشم را مىكشد .
و بصارت در حالت گرسنگى و در روشنايى آفتاب و در وقت نيم روز نقصان گيرد . و عقب خوردن غذا و در مواضع سايهدار و هنگام شب ، قوت پذيرد .
علاج : اگر تشنّج از يبس بود ، بهر ترطيب مزاج ، شير دختر و روغن بنفشه و روغن كدو