تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
و سر و روى به بخار آفتابه دارد كه ياد كرده شد . و روغن قسط با روغن سداب يا روغن حبة الخضرا اندر سر و گردن بمالند گرم كرده ، و اگر تب آيد باك ندارند . « جالينوس » مىگويد كه اگر فلفل را بسايند تا همچو غبار شود پس با روغن طلا كنند ، هيچ دارو اندر اين باب برابر او نيست . و اعتماد اندر علاج اين علت بيشتر بر غرغره و سعوط است و آنجا كه در استعمال ادويه سعوط به دماغ المى رسد ، روغن بنفشه و شير تازه و شير زنان با اندكى شكر اندر بينى چكانند و بر مقدم سر نهند و اندر اين مرض گرم كردن مهرهء گردن و عضله‌هاى فك مفيد است . و محجمه بر پس گردن نهادن ، ماده را از دماغ بيرون آرد و بيمار را اگر به جاى آب ماء العسل دهند بهتر باشد . و خائيدن قرنفل نيز نافع است . [ 257 ] فايده : اطبّا اختلاف كرده‌اند در آنكه در جانب مايل علت است ، يا در شق غير مايل و هر يكى براى خود دليل مىآرد ؛ لكن حق آن است كه در لقوه تشنّجى ، مورد ماده [ در ] شقّ غير مايل است و شقّ مايل صحيح [ است ] . اما در استرخايى ، گاه باشد كه جانب مايل صحيح بود و جانب غير مايل مورد علت . و گاه بالعكس بود . كذا قال « شارح الاسباب » . از نشان‌ها كه بدان معلوم شود كه آفت در كدام جانب است ، يكى آن است كه بطلان يا نقصان حسّ آن جانب و حدث اختلاج در آن شق گواهى دهد . دوم ، آنكه اگر شق عليل را به دست راست كنند [ و ] بر شكل طبيعى خود آرند ، شقّ دويمى بىتكلف راست شود و شكل و هيئت او طبيعى گردد . بدان كه لقوه كه به جانب چپ افتد ، عسيرتر باشد . [ 258 ] نشان پديد آمدن لقوه ، آن است كه نخست در استخوان روى درد پديد آيد و حس پوست روى نقصان گيرد و اختلاج در يك نيمه روى بسيار افتد . و قال « الرازى » فى « الحاوى الكبير » : « إنّ اللقوة اذا امتدّت ستة أشهر لا يرجى برءها » « 1 » . بايد دانست گاه باشد كه مادهء لقوه مختلف القوام بود ؛ پس آنچه رقيق است استرخا آرد و آنچه غليظ است ، تشنّج [ كه ] در اين صورت ، يك جانب روى مسترخى مىگردد و جانب دويمى متشنّج ؛ پس در يك شقّ علامات استرخا پيدا مىباشد و در شق ديگر ، نشان تشنّج .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « رازى در كتاب حاوى كبير مىگويد : همانا لقوه اگر تا شش ماه طول بكشد ، اميد به بهبودى آن نيست » . م .