اختلاج شود به سبب آنكه روح متحرك گردد و حركت روح ، ماده را تحليل كند و از تحليل ماده ، باد متولد شود غليظ القوام .
باد غليظ ، بادى باشد كه اندر تجاويف اندامها مانده باشد [ و ] كثيف گشته ؛ همچون هوا كه در جايى بند ماند و بجنبد اكنون .
[ 263 ] بدان كه اختلاج دايم و لازم در روى ، مقدمهء لقوه باشد . و در همهء تن ، مقدمهء سكته يا تمدد يا تشنّج و در عضلههاى شكم ، مقدمهء ماليخوليا و صرع . و در زير سر پهلوها ، مقدمه آماس حجاب و نواحى سينه باشد . و اختلاج لب ، گاهى مقدمه قىء باشد در ابتداى لقوه و صرع البته افتد .
[ 264 ] علاج : نخست ، از هرچه ماده و سبب آن را زيادت كند بپرهيزند ؛ چون آب يخ و طعامهاى سرد و بادناك و بر امتلا و شبانگاه خوردن و شرابهاى [ غليظ ] به افراط نوشيدن و مانند آن .
پس ، آن موضع را به خرقهء درشت بمالند يا نيمگرم تكميد كنند ، و بعده [ يعنى پس از آن ] روغنهاى گرم چون روغن بابونه و خيرى و قسط و فربيون تدهين نمايند به ترتيب ؛ يعنى ابتدا به ضعيف كنند و چون از وى نفع نشود ، اقوى از آن به كار برند ؛ حاصل آنكه تا كه مقصود از روغن بابونه برآيد ، قسط را كار نفرمايند و تا كه از قسط مطلب حاصل شود ، به فربيون توجه نفرمايند .
بايد كه هر بامداد ، گلنگبين عسلى با تخم باديان بدهند و تلطيف تدبير كنند . و از اغذيه ، به جز نخوداب و شورباى گنجشك و كبوتر بچه و مانند آنكه با صعتر و دارچينى و زيره و كرويا پخته باشند ، تناول نكنند .
آب دريا گرم كرده در مثانه انداخته تكميد كردن مفيد است . و اگر آب دريا نباشد ، نمكاب به جاى او باشد .
اگر از اين تدبير زايل نشود ، به مسهلهاى سبكتر كه در باب فالج مذكور است علاج كنند . و « محمد ذكريا » مىگويد آن موضع را به خرقهء درشت بمالند پس روغن جوز طلا كنند ، اختلاج زايل شود .
بايد دانست كه اگر سبب ضعيف باشد ، بىعلاج دور مىگردد و باشد كه منتظر ادنى تسخين بود .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص١٥٠