اندر خانهء تاريك تكليف بايد كرد تا صورت اندر وى [ يعنى آينه ] ديده شود . و ديدن به تكليف [ يعنى به زحمت ] ، هيأت اندامهاى روى [ را ] راست كند . و پيوسته جوزبوا اندر دهان بايد داشت كه خيلى مفيد است . و علاجها كه طبيبان هندوستان آزمودهاند و منفعت آن بزرگ است ، آن است كه گوشت حيوان چون روباه و گورخر و كفتار و گاو كوهى بپزند پس بگيرند و از استخوان جدا كرده ، بكوبند و با روغن زيت آميخته ، بر سر و گردن و كله او نهند و گوشت آهو اندر اين باب نفع ندارد . و بايد كه پيوسته روى را به سركه بشويند و همى مالند ؛ خاصه ابرو و پيشانى را و اگر در سركه چيزهاى ملطّف چون حاشا و زوفا و صعتر و پودنهء دشتى بپزند بهتر باشد . و اينچنين سركه در بينى كشيدن مفيد است ؛ زيرا كه رطوبتها از بينى خواهد برآورد . و خردل در سركه سابيده و طلا كردن نيز سودمند است . و كذلك اگر مرزنگوش و هزار اسفند و قيصوم و سداب را در سركه بپزند به آتش [ چوب ] گز و سر به بخار آن دارند .
[ 256 ] بدان كه در لقوهء تشنّجى ، نخست عضله را نرم بايد كرد ، پس به تحليل ماده مشغول بايد شد و « محمد ذكريا » مىگويد كه اندر قرابادين قديم همىآيد كه خداوند لقوه را اندر خانهء تاريك نشانند چنانچه هيچ روشنائى نبيند و هيچگاه از آن جايگاه [ اجازهء ] برآمدن ندهند . و احتياط كنند تا باد نرسد . و هيچ حيوان و ميوه تر نخورانند و هر بامداد بفرمايند تا ناشتا غرغره كند . پس طعام خورد و هر هفت روزى يك بامداد ناشتا اندر بينى او از آن جانب كه چشم برهم نتواند نهاد بيست و يك قطرهء روغن جوز يا روغن حبة الخضرا نيم گرم كرده اندر بينى چكانند به تفاريق ، و اندر جانب ديگر شش قطره . بيمار بر بخار وى دارند و گليمى [ را بر سر خود ] اندر كشند تا عرق كند و صبر كند تا عرق بسيار بيرون آيد ، پس عرق از وى پاك كنند و سر و روى به خرقهء درشت بخارند تا سرخ شود ، پس روغن جوز يا روغن حبّة الخضرا گرم كرده اندر سر و روى و صدغ و پس گردن او بمالند و يك ساعت آسايش دهند و باز آفتابه گرم كنند و سر بيمار به بخار وى دارند چنانچه گفته شد و عرق [ را ] نشف كند و روغن بمالند و باز يك ساعت رها كنند و باز به عمل آرند چنانچه اندر يك روز ده بار اين عمل كرده شود . پس هر هفت روز ديگر همچنين بكنند و هرچه از پس يك ماه بدين علاج نيك نشود ، توان دانست كه علاجپذير نيست .
ايضا « محمد ذكريا » مىگويد : طعام از وى بازگيرند تا تن گرم شود و رگها تهى گردد
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص١٤٦