انقضاى آن ايام و قبل از تنقيه اجتناب واجب دانند زيرا كه غرغره و عطسه ماده ديگر را به موضع علت كشد و ماده را كه آنجا باشد و خام بود دفع نتواند كرد . و كذالك همهء داروها نيز اندر ابتدا سخت زيانكار است بهر آنكه هرچه لطيفتر باشد از ماده ، [ آنها را ] تحليل كند و باقى را غليظ و عسيرتر سازد . پس اوليتر آن است كه صبر كنند تا مادهء كنده [ شده ] كه به موضع علت ميل كرده است تمكن پذيرد و در اين اثنا ، جز بدان مشغول نبايد بود كه ماده مدد نيابد و قوت برجاى ماند .
بعد از آنكه ايام معهود درگذرد و ماده نضج يافته باشد ، بهر تنقيهء بدن استعمال نمايند حبوب و ايارجات كه در فالج ذكر يافته است . و اين هم نيز به رفق كنند چنانچه در ابواب گذشته به كرات ذكر يافته و پس از آنكه از تنقيهء بدن خاطر جمع شود ، بهر تنقيه نفس عضو كه سر است ، غرغره « 1 » و سعوط « 2 » و نطول و كماد « 3 » و تشميم « 4 » را كار فرمايند كه به غايت اسرع است ؛ اما تا چهل روز نگذرد ، احوط آن است كه سعوط را به عمل نيارند .
« صاحب ذخيره » مىنويسد كه : ترتيب صواب آن است كه چون چهار روز بگذرد ، يك مثقال ايارج فيقرا بر سبيل شبيار بخورد ، پس از يك هفته حقنه نيز استعمال نمايند و خداوند علّت اندر خانهيى نشيند كه بسيار روشن نباشد ، بلكه مايل به تاريكى باشد و در آئينهء چينى نگاه همىكند . و فايده اندر اين آن است كه آئينهء چينى سخت روشن نبود و
هامش
( 1 ) . صفت غرغره : مرزنجوش ، صعتر ، عاقرقرحا ، خردل ، پوست بيخ كبر ، حبّ انار ترش و زنجبيل ، همه را كوفته [ و ] بجوشانند و با سكنجبين عنصلى ممزوج ساخته [ و ] غرغره كنند .
و ايارج فيقرا با ماء العسل آميخته غرغره كردن [ نيز ] همين حكم دارد .
( 2 ) . صفت سعوط : مرارهء گرگى و بازى با عصاره و اصل السّوس تر آميخته [ و ] در بينى چكانند . و زهره گرگى - يعنى كلنگ با شير زنان [ نيز ] همين حكم دارد . و كذلك ، زهرهء باشق و گرگ و شبوط و عصارهء مرزنجوش و چغندر . [ و ] گفتهاند كه اگر دو درم آب مرزنجوش و دانگى سكبينج در وى سوده [ و ] با نيم درم روغن زيت آميخته اندر بينى چكانند ، در مدت پنج روز لقوه زايل شود .
( 3 ) . صفت تنطيل و تكميد آن است كه صعتر و سداب و عاقرقرحا و شيح و ورق غار و حرمل و بابونه و اكليل الملك و مرزنجوش و مانند آن بجوشانند و استعمال نمايند ، نطولا و كمادا .
( 4 ) . آنچه بوئيدنش نفع دارد ، جندبيدستر است و سكبينج و جاوشير و مقل و بوئيدن اين چيزها در تلطيف و فرود آوردن بلغم از دماغ اثر تمام دارد . و كذلك ، مصطكى و علك البطم و وج خائيدن ؛ خاصه اگر بر ريق و نهار [ يعنى ناشتا ] باشد .