[ 227 ]
فصل بيستم : در تمدد « 1 » و كزاز « 2 »
[ 228 ] بايد دانست كه تمدد عبارت است از متشنّج شدن عصب از هر دو جانب [ و ] از آن است كه عضو متمدد راست مىماند و به جانبى نمىگردد . پس گويا تمدد مركب است از دو تشنّج ؛ كما قال « البقراط » : « التمدّد مركّب من التشنّج الخلفىّ و القدّامىّ « 3 » » و لهذا تمدد از تشنّج بسيط بدتر است ؛ زيرا كه طبيعت احتمال اين همه تعب نمىتواند كرد . و به روز چهارم بحران مىشود و تا شدن بحران خطر هم دارد ؛ كما قال « البقراط » : « من أصابته تمدّد ، فإنّه تهلك فى أربعة أيام ؛ فإن جاوزها ، يبرء » « 4 » . و بايد دانست كه تمدد به اين حيثيت كه منع مىكند انقباض را چنانچه تشنّج منع مىكند انبساط را ، ضد تشنّج است و به اين جهت كه چنانچه تشنّج از امتلاء و استفراغ و اذيت مىافتد [ و ] اين نيز واقع مىشود به همان اسباب ، مشارك وى است . اگرچه من حيث بعض الاسباب نيز مباينت دارد .
[ 229 ] امّا اسباب تمدد و كزاز ، بسيار است :
يكى ، آنكه رطوبت بارد در ميان ليفهاى عصب درآيد و منجمد شود و بدان سبب عضو ، منقبض و منعطف نتواند شد و حال آنكه در طول نقصانى راه نيافته باشد . و انجماد رطوبت در ليف عصب ، عام است كه بنفسها باشد يا به معاونت مبرّد داخلى يا خارجى :
داخلى ، چون شراب افيون و آب شديد البرد و مانند آن . و خارجى ، چون ملاقات برف و هواء سرد و آب سرد و وضع مخدّرات . و گاه باشد كه رطوبت اندر ميان ليفهاى عصب و عضله گذر يابد ؛ چنانچه هم بر شكل ليفها به درازا بگذرد و اندر پهنا جاى كمتر گيرد
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Tension ; distension ; spasm ; dilation( 2 ) . قاموس القانون :. Tatanus ; locklaw( 3 ) . ترجمه : « تمدد ، مركب است از تشنّج خلفى و قدّامى » . م .
( 4 ) . ترجمه : « هركس مبتلا به تمدد شود ، در مدت چهار روز مىميرد اما اگر تا اين مدت نميرد ، بهبود مىيابد » . م .