تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
[ 204 ]

فصل هفدهم : در سكته « 1 »

آن ، علتى است كه ناگاه افتد [ و ] به يك بار راه قوت حس و حركت كه از دماغ به اندام‌ها آيد بسته شود و ساير بدن بىكار شود و حاسّه‌ها جملگى باطل گردد . و از حركات ، جز حركت دم زدن ديگر نماند . و بيمار به پشت باز افتاده بود و باشد كه حركت دم زدن نيز محسوس نشود و مسكوت ، مشابه شود به مرده . و فرق در مسكوت و موتى [ در ] آخر اين فصل به تفصيل گفته آيد . و از آنكه سكوت لازم اين مرض است ، به سكته مسمّى گشته . [ 205 ] بايد دانست كه سبب كلّى اين علّت آن است كه بىيكبار در همگى بطون شريفهء دماغ سدّه [ يى ] افتد تامّ و كامل . مراد از بطون شريفه ، فضايى است كه داخل مخ است . و پوشيده نماند كه فضايى كه داخل قحف است و فضايى كه داخل ام‌جافى است ، بر هر واحد اين فضا لفظ بطون شريفه اطلاق مىكنند ؛ اما فضاى داخل مخى كه ما بين اقسام ثلثه دماغ است ، مخصوص است به بطون شريفه . موجبات سدّه ، دو است : يكى ، آنكه دماغ و تجاويفه [ يعنى فضاهاى آن ] و منافذ وى ممتلى شود از مادهء بلغم يا خون يا سودا . امّا صفرا بدون تورم ، سبب امتلاء دماغ به حثيتى كه سكته آرد هرگز نمىتواند شد . دوم ، آنكه دماغ منقبض گردد از رسيدن سرماى شديد بر سر يا از الم و وجع سقطه و ضربهء غير مورّم يا از بخار فاسد يا از كيفيت رديّهء سميه ؛ چنانچه در صرع ذكر يافته اما انقباض دماغ كه مودّى به سكته شود ، انقباض ، كامل است كه از شدت فراهم شدن [ يعنى به هم آمدن ] دماغ ، مجارى روح بتمامه مسدود شود و كذلك ، امتلاء ؛ زيرا كه اگر سدّه ناقص بود ، سكته نيفتادى و صعوبت و سهولت علت ، به حسب ضعف و قوت سبب است . و « بقراط » مىگويد : « السكتة اذا كانت قويه ، لم تبرء و
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Apoplexy
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 105 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى