[ 113 ]
فصل ششم : در سهر « 1 »
آن ، بيدارى و بىخوابى مفرط را گويند . و اين مرض ، باسم لازم مسمى است [ يعنى به اسم لازمهاش كه شبنخوابى است ناميده شده است ] و اسباب وى هشت است :
[ 114 ] يكى سوء مزاج يابس ساذج كه عارض مىشود در دماغ و خشك سازد آن را . و علامتش آن است كه سر و حواس ، سبك بود و چشم و زبان و بينى خشك گردد و ملمس سر گرم نمايد و شدت و طول سهر بهحسب تمكّن خشكى دماغ است .
علاج : همگى در ترطيب دماغ كوشند ؛ مثلا طبيخ بنفشه و نيلوفر و برگ كاهو و گشنيز تر و بيخ و پوست خشخاش و شعير بر سر ريزند و طبيخ كله پايچه و امعاء بره ، همين عمل دارد . و در بليله و ابريق ، نطول بيشتر از يك شبر فصل بايد نهاد . و بنفشه و نيلوفر ببويند . و از آب برگ كاهو و گشنيز تر و شيرهء خشخاش و روغن نيلوفر لخلخه سازند . و روغن تخم كدو و شير دختران بر سر دوشند و در بينى و گوش چكانند . و گوشت بچه مرغ يا بچه كبوتر يا بزغاله - هر واحد كه باشد - با كدو اسفناج و برگ كاهو و شيرهء تخم خشخاش پخته باشند ، تناول كنند . و بعد از هضم غذا ، عسل به آب شيرين نيمگرم و دعه و سكون و در موضع رطب نشسته ماندن لازم شمارند . و از چيزهاى خشكىافزا ، احتراز واجب انگارند .
[ 115 ] دوم : سوء مزاج حار يابس ساذج كه عارض شود در دماغ . و اين نوع ، به غايت شديد مىباشد . و علامتش سبكى و خشكى دماغ است و سوزش و حرقت سر و شدت تشنگى .
علاج : تدابير مرطّبه كه در يابس ساذج ذكر يافته با مبردات امتزاج نموده و استعمال نمايند .
[ 116 ] سوّم : سوء مزاج يابس سوداوى كه عارض شود در دماغ .
[ 117 ] چهارم : سوء مزاج حار يابس صفراوى لاحق گردد در دماغ .
هامش
( 1 ) . ترجمهء اردوى شرح الأسباب :. Insomnia