تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
[ 100 ]

فصل پنجم : در سبات « 1 »

آن ، خوابى است طويل ، ناطبيعى با عرق مفرط كه به دشوارى بيدار شود صاحبش و اين مرض را ده سبب است : [ 101 ] يكى ، آنكه سوء مزاج بارد مفرط ساذج عارض شود در دماغ . و علامتش آن است كه نبض ، صلب و متفاوت بود و رنگ بدن و وجه به سبزى گرايد و تقدم ملاقات سردى بر سر يا تقدم تناول اشياء بارده يا استعمال ادويهء مخدّره شاهد باشد و در وجه ، تهبّج پديد آيد . علاج : بهر تبديل مزاج ، طبيخ رياحين حاره و سداب بر سر ريزند و روغن بان و قسط و جندبيدستر يار [ يعنى مخلوط ] كرده بمالند و جندبيدستر و عنصل و مويزج و عاقرقرحا با سركه ممزوج ساخته ضماد كنند . و دواء المسك و مثروديطوس بلع نمايند . و بچه مرغ كه با آب نخود ، روغن جوز و خردل پخته باشند تناول فرمايند . و آنجا كه ادويهء مخدّره موجب بود ، به تدارك وى كوشند به فادزهر مناسبه كه هريك كه در آخر كتاب خواهد آمد . [ 102 ] دوم ، آنكه جمع شود رطوبت خام در مقدم دماغ . و علامتش آن است كه بيمار در مقدم سر و در حركت اجفان و عيون ، گرانى محسوس كند . و آب غليظ در اكثر اوقات از منخرين سايل شود و زبان به رطوبت لزجه آلوده بود . علاج : نخستين ، تنقيهء دماغ كنند به حبوب و حقنه كه در ليثرغس ذكر يافت . پس از تنقيه ، تبديل مزاج نمايند بدانچه در قسم اول كه بارد ساذج است گفته شد . [ 103 ] سوّم ، آنكه بخارات رطبهء رديه مرتفع شوند به جانب دماغ . و اين ، نمىشود مگر در حميات ، خاصه در حمى بلغميه . و علامتش تقدم وجود حمّى است . علاج : در معالجهء تب كوشند و بهر تقويت دماغ ، روغن گل و گلاب و سركه بر تارك
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Coma ; stupor.