تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
[ 110 ] دهم : آنكه به سبب رنجى و رياضتى و حركت عنيف يا به سبب استفراغ مفرط ، گوهر روح تحليل پذيرد و به واسطهء بسيارى تحليل از منبسط شدن در همه تن عاجز آيد ؛ پس بالضرور ، طبيعت آسايش جويد و روح نفسانى از كار فرمودن آلتهاى حس و حركت بازايستد چندانكه از روح حيوانى مدد يابد و آنچه از وى به تحليل رفته باشد بازآيد . و علامتش تقدم اسباب محلّله است و به تدريج در سبات افتادن . علاج : محرورىّ مزاج را ماء اللحم در گلاب و آب سيب آميخته دهند و مثروديطوس باهم چند طباشير يار [ يعنى مخلوط ] كرده ، در شراب سيب يا انار ممزوج ساخته مفيد است . و بوئيدن صندل و گلاب ، سودمند . بالجمله ، به علاج غشى رجوع نمايند . و مبرودىّ و مرطوبى مزاج را مثروديطوس اندر ماء العسل دهند . [ 111 ] فايده : در سبات و غشى ، فرق آن است كه نبض خداوند سبات قوى باشد در اكثر و به نبض تندرستان ماند و نبض صاحب غشى ضعيف باشد و به قياس ما نيز نبض مسبوت ، صلب بود . و در غشى ، رنگ به صفرت مىگرايد و رنگ مسبوت ، به حال باشد و گاه باشد كه به سبزى گرايد ؛ چنانچه در قسم اول گفته شد . و فرق در سبات و سكته آن است كه خداوند سبات را به جهد بيدار توان كرد . و حركت او چون حركت خفتگان باشد . و حواس او اگرچه كند باشد ، ليكن چيزى برجاى بود ؛ به خلاف مسكوت كه حس و حركت وى جملگى رفته باشد . [ 112 ] فايدهء جليله : هر كجا اندر دماغ آفتى باشد ، آب سرد خوردن و بدان مضمضه كردن زيان دارد .