تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
حقيقى ( حضورى يا حصولى ) به حسب صفاتش متغير مىشود ، پس اين ناعت ، عرض و زايد بر ذات نفس ناطقه و بر ساير معروضات خود است . همچنين از عبارات وى در اين باب مستفاد است كه مصنف - ره - علم را از مقوله اضافه نمىداند ، بلكه به رأى او ، علم مبدأ و ملزوم نسبت و اضافه عالميت و معلوميت است . در جاى ديگر ، علم را عرض مىداند ولى آن را تحت هيچ مقوله عرضى نمىداند . و در عبارت ديگر علم را وجود و عالم شدن را وجود دادن مىداند .

علم و شعور مطلق

علم مطلق ، عبارت از دانش مقابل جهل است . و شعور مطلق ، عبارت از آگاهى مقابل غفلت و ناآگاهى است . هرجا شعور مقابل غفلت باشد ، علم مقابل جهل هم خواهد بود ، اما هرجا علم باشد لازم نيست كه شعور مقابل غفلت نيز باشد . مصنف ، ذات نورى الذات عقل كل عالم را منزه از غفلت مىداند و چون شعور وقتى متصور است كه بعد از غفلت بالفعل يا بالقوه باشد ، بنابراين شعور به معنى مقابل غفلت از جناب اقدس او منفى است . بنا بر قول مصنف - ره - علم و ادراك ، نورى الهى است كه بر نفس ناطقه انسانى فائض شده و كمال نفس انسانى و متحد با اوست ، چنان‌كه نور آفتاب ، كمال هوا و متحد با هواست ، به حيثيتى كه اشاره حسى به يكى عين اشاره به ديگرى است . نفس ناطقه وقتى متعلق و منغمس به روح غريزى متكون در قلب و كبد شود ، به حيثيتى مغمور مىشود كه نور الهى ، علوم الهى و علوم كليهء عقلى و خيالى و فعلى كه پيشتر در بدن مثالى داشت بالكليه محو و منسى شده ، بىنور محض و بىشعور محض و كأنه جماد محض مىشود . اما وقتى آلت حساسه ، يعنى روح دماغى را ايجاد كند و متعلق به او شود ، به سبب اينكه روح دماغى شبيه بدن سماوى است ، مانع رجوع نفس ناطقه به ذات خود نمىشود ، لهذا نفس به محض تعلق به روح دماغى شاعر به ذات خود مىشود به شعور هيولانى فقط . و چون تقدير عنايت الهى شامل اوست ، صور عقليهء نوريه بر ذات