تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
كلى عبارت از شىء متصف به نسبت شامل شىء منسوب براى اشياى مشمول موضوعه ، خواه محمول به هوهو باشد يا به فى . پس هرچه محمول بر اشياى كثير باشد ، عموم و شمول بر كثيرين را لازم دارد ، و هرچه شامل بر اشياى كثير باشد كليت و محموليت بر كثيرين را لازم ندارد . مصداق مفهوم جزئى مقابل كلى نيز امرى است كه چنين نباشد . معنى كلى و جزئى ، به بيان مصنف ، هركدام بر دو قسم است : يكى به معنى اعم و دوم به معنى اخص . كلى به معنى اخص ، چنان‌كه وى توضيح مىدهد ، مفهومى است كه در شأنش باشد كه به سبب تقيد به تعيّنات مقوّمه و مشخصه متكثر باشد . و كلى به معنى اعم عبارت از مفهومى است كه اعم از اين باشد كه بدون تعيّنات مقوّمه ، متكثر و منسوب و محمول به منسوب‌اليه‌ها باشد . جزئى به معنى اخص را مفهومى مىداند كه به انضمام تعيّن مشخص ، جزئى باشد نه به نفس ذات ، مثل انسان متشخص كه با تعين جزئى است . و جزئى به معنى اعم مفهومى است كه به نفس ذات فرض صدقش بر كثيرين ممتنع باشد ، مثل ذات واجب الوجود تعالى و تقدّس . پس بالجمله كلى بما هو كلى عبارت از شيئى است كه نفس تصور آن مانع از حمل بر كثيرين نبوده و در شأنش باشد كه متصف به نسبت محموليت بر كثيرين باشد ، خواه بالفعل متصف باشد يا بالقوه ، به معنى اعم باشد يا به معنى اخص ، حقيقى باشد يا اعتبارى نفس الامرى و يا غير نفس الأمرى . و اگر حقيقى است ، محمول به هو هو باشد يا به فى ، و موضوعاتش تحقيقى باشند يا تقديرى . وى در تقسيم كلى ، از جمله ، به دو قسم كلى طبيعى لا به شرطى و كلى ذهنى لا به شرطى قائل است . كلى طبيعى لا به شرطى ، بنا بر قول او ، مثلا انسان لا به شرطى قياس به انسانهاى حقيقى و خارجى و نه قياس به انسانهاى وهمى شبحى ، متصف به نسبت محموليت به هو هو است . و كلى ذهنى لا به شرطى مثلا شبح انسان كلى طبق بيان وى ، متصف به نسبت محموليت به هو هو است قياس به انسانهاى مجازى ذهنى كه همان صور علميه و