تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
تصرف كرده باشد در چيزى نه به سبب اعمال ، أعم از اينكه به عنوان ملايمت باشد يا به عنوان قهر و غلبه . و چون اين دانسته شد ، گوييم : ما حصل كلام اثولوجيا اين است كه سحر بر دو قسم است : يكى صناعى و دويم طبيعى . و سحر صناعى كذب و زور است ، از آن جهت كه جميع انواع و اقسامش خطاست و موافق صواب نيست . اما آن قسم كه به سبب تصرف در حس مشترك نمود بىبود است ظاهر است ، به جهت آنكه فى الحقيقه امور تخيّلى و توهمى است نه نفس الأمرى و واقعى . اما آن قسم ديگر كه به سبب تصرف اعمال ساحر است در نفس بهيمى مسحور به حيثيتى كه عاشق كند او را يا بيمار و هلاك كند او را از اين جهت كه اين قسم اعمال و تصرف در كارخانه الهى كردن محض شرارت و عصيان و طغيان است ، اللّهم مگر اينكه نبى يا وصى يا ولى به وحى يا به الهام الهى كند . چه تصرف نبى و وصى به امر الهى ، اعم از اينكه با اعمال و اقوال باشد يا به محض توجه و اراده نفس فقط ، فى الحقيقه تصرف به رأى و هواى نفس نيست . و از اين ظاهر مىشود فرق ميان سحر صناعى و ميان معجزه . اما فرق ميان سحر صناعى به معنى اول كه نمود بىبود است ظاهر است ، چه معجزه در مواردى « 1 » كه ممكن الوقوع باشد امر حقيقى است نه تخيلى و وهمى محض . اما فرق ميان معجزه و ميان سحر صناعى به معنى دويم اينكه دانستى كه سحر صناعى نيست مگر اعمال غير عادى كه به سبب آن اعمال تصرف كند ساحر در قواى حسّى يا در اجسام عالم عنصرى به إعانت قواى سماوى . و معجزه آن است كه تصرف كند در اينها به نفس ذات أقدس أقواى خود نه به اعمال ساحرى ، بلكه تصرف كند در نفس ناطقى و بهيمى ساحر أيضا به هر نحوى كه خواهد به إذن اللّه بىاستعانت از قواى سماوى ؛ و تفاوت ميانه اينها از زمين تا آسمان است . اما فرق ميان معجزه و ميان سحر غير صناعى كه نفوس قويهء أشقيا ، مثلا دجّال لعين و از كفرهء جوكيان حكايت كنند اين است كه : هر نفس قوى كه به نفس ذات تصرف غير عادى در امور ممكن الوقوع كند ، اگر آن فعل را برطبق دعواى نبوت و شريعت يا
هامش
( 1 ) . ( م ) : موادى .