حضرت أمير المؤمنين - عليه السّلام - متعلق به بدن نورانى خاصى باشد كه بعد از بدن مثالى حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - هيچكدام به آن نورانيت شديد و به آن عقليت مطبوع قوى نباشد ، و مزاج قوت متخيلهء او به حسب فعل تحليل و تقشير و استنتاج مقدمات عقليه كه اشرف از همهء كمالات انسانى است كذلك از همه قويتر باشد ، و همچنين قوت قاهريت نفس مثالى او بر كفّ نفس منطبعه و طبيعت امّاره از ميل به افعال و اخلاق ذميمه ، و قوت قادريت او بر تحصيل افعال و اخلاق حميده و بر مفيضيت كمالات و خيرات بر مستحقين از همه قويتر باشد . و قوت محبت [ و ] و الهيت او به واجب الوجود از همه شديدتر باشد ، إلّا اينكه قوت متخيلهء او به حسب بعضى افعال ، مثلا در ايصال صور جزئيه به حس مشترك يا به حاسه بصر در نطفه ضعيفتر از ساير انبيا باشد ، و به اين قدر تفاوت جزئى ، لازم ندارد أشرفيت ساير أنبيا [ را ] بر آن حضرت ، بلكه تفاوت كلى آن حضرت لازم دارد اشرفيت او را بر آنها ، چنانكه ظاهر است ؛ بلكه توانيم گفت كه متمثل شدن اشكال و الوان شبحيه در ذات نفس يا در آلت نفس از كمالات حسيه است نه از كمالات معنويه ، بلكه كمال معنوى آن است كه اشكال جزئيهء مقداريه را بىمقدار مشاهده كند در ذات خود به چشم مثالى ، و الوان شبحيه را بىلون ادراك كند در ذات خود به چشم مثالى ، چنانكه در شرح اثولوجيا از نصّ كلام ارسطو مدلّل گفتهايم .
اما زيادتى مرتبه نفس أقدس حضرت خاتم النبيين بر نفس أقدس خاتم الوصيين با وجود اينكه در مرتبه نفس مثالى و ابدان مثالى از شدت مثليت و مشابهت نفس مثاليين و مزاج بدنين ايشان به يكديگر كأنّه يك روحند در دو بدن مثالى ، بل كأنّه يك روحند در يك بدن مثالى ، چنانكه در احاديث نبويّه وارد است كه آن حضرت مكرر فرمود كه أمير المؤمنين [ در ] همه چيز ، يعنى در همه كمالات ذاتى مثل من و عديل من است إلّا در نبوّت . تواند بود كه جامعيت حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - باشد كمالات أمير المؤمنين را با كمال نبوت خود ، و هم تقدم آن حضرت باشد بر آن حضرت به حسب سن در عالم عينى و تربيت او مر او را در صغر سن ؛ و اللّه أعلم بحقائق الحال .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 703
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٧٠٣