آن صورتها « 1 » چه چيز است و به چه كار شايد ، و بداند آنچه نافع است از آنچه مضر است ، زيرا كه اگر كسى به خواب شيرى بيند كه آهنگ او كرده همىآيد قوت اندر آنجا تميّز كند كه اين ددى گزنده است ، و اگر مرا اندر يابد تباه كند ، از وى ببايد گريختن . و همچنين اندر چيزهاى ديگر تميّز كند و مناظره كند با مردم « 2 » و حجت آورد و از عاقبت انديشد و چيزى بر چيزى اختيار كند ، نيك از بد بداند ، تا چنان بود آن حال اندر بدن او تأثير كند ، چنانكه اندر بيدارى كند ، زيرا كه چون مردم از چيزى بترسند « 3 » به بيدارى ، گونهاش زرد شود « 4 » و بلرزد و سست « 5 » شود . « 6 » و اگر به خواب چيزهاى هايل بيند همچنان شود كه در بيدارى شود . « 7 » و بسيار بود كه چيزى بيند كه او را به خشم آورد و از خواب بيرون « 8 » آيد و خشم « 9 » آلوده باشد . و بسيار بود كه « 10 » اندوهگين شود از چيزى كه در خواب ديده بود و اين به تميّز توان يافتن فقط . پس هيچ چاره نيست كه قوت مفكره تميّز « 11 » كند آن چيز را كه به « 12 » قوهء متخيله يافته بود « 13 » ، همچنانكه « 14 » بيدارى تميّز كند آن صورتها را كه « 15 » در آلت تخيل حاصل آيد . و اين را هركسى داند كه چون به خواب رود نه چنان بود كه همين چيزى بيند فقط « 16 » ، بلكه تميّز كند آن صورتها را « 17 » كه در « 18 » قوت متخيله حاصل آيد ، و داند هريكى را كه چيست و چراست و چه بايد كردن . و بالجمله همچنان بود كه هرچه « 19 » در بيدارى حاصل آيد در قوه متخيله و او را بداند و تميّز كند . « 20 »
هامش
( 1 ) . ( همان ) : + كه .
( 2 ) . ( همان ) : كسها .
( 3 ) . ( همان ) : ترسد .
( 4 ) . ( همان ) : گردد .
( 5 ) . ( م ) : سس .
( 6 ) . ( رساله . . . ) : شوند .
( 7 ) . ( همان ) : همچنين ترسد او را .
( 8 ) . ( همان ) : اندر .
( 9 ) . ( م ) : چشم .
( 10 ) . ( رساله . . . ) : باز .
( 11 ) . ( همان ) : تميزى .
( 12 ) . ( همان ) : - .
( 13 ) . ( همان ) : نمايد او را .
( 14 ) . ( همان ) : + به .
( 15 ) . ( همان ) : + اندر حس قوه متخيله حاصل آيد و نيز هركس كه از اين آگاهى دارد كه اندر خواب نه چنان بود كه چيزى بيند .
( 16 ) . ( همان ) : - در آلت تخيل . . . چيزى بيند فقط .
( 17 ) . ( همان ) : صورها .
( 18 ) . ( همان ) : از حس اندر .
( 19 ) . ( همان ) : + به حاصل بيدارى اندر قوت متخيله پديد آيد اندر خواب نيز پديد آيد .
( 20 ) . ( همان ) : - در بيدارى حاصل آيد در قوه متخيله و او را بداند تمييز كند .