تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
فايض مىشود بر ذات او به شرط آلت متخيله متجددا ، چنان‌كه به اندك تأمل ظاهر است و محتاج به تطويل نيست .

فصل پنجم در بيان حالات و افعال نفس به حسب خواب و بيدارى

اول بايد دانسته شود كه بيدار بودن نفس از شاعر و مدرك بودن نفس است به عالم محسوسات و موهومات عينى هيولانى به شرط آلت واهمه و آلت حس مشترك و آلات حواس خمس « 1 » ظاهريه كه قوىّ على الإحساس باشند نه عاجز و معطّل عن الإحساس . و بودن نفس در اين مرتبه و در اين حالت لازم دارد كه متصف به صفت تمكّنى بوده قادر باشد بر اراده و اختيار توجه « 2 » به سوى محسوسات عينى و خارجى و به عدم توجه به سوى آنها و به غفلت از آنها ، و توجه به سوى محسوسات باطنى ، و توجه به سوى معقولات كليه و عالم الهى به شرط آلت متخيله و بر استعمال آلات تحريكى ظاهرى به شرط آلت محركه بعد از تميّز نفع و ضرّ أحد الطرفين به قوهء عقليه و ترجيح و اختيار يكى از آنها بر آن ديگر . و چون اين دانسته شد ، گوييم : هر نفس جزئى كه به حسب بيدارى ، نازل و مقيد است به عالم محسوسات هيولانى ، گاهى به توسط آلت حس مشترك مشغول احساسات خمس « 3 » ظاهرى است به توجه امعانى هيولانى به اختيار هيولانى حسى كه به وجهى فعل و تحريك هيولانى تدريجى و زمانى است اعم از اينكه متوجه به يك محسوس باشد متكررا دائما به عنوان استمرار ، يا به محسوسات مختلفه به عنوان انتقال از محسوسى به محسوسى . و شك نيست كه به سبب اين نزول و تقيد به عالم حسى و هيولانى و به سبب توجه امعانى و اختيارى هيولانى به محسوسات ظاهرى كه به وجهى فعل تحريكى و هيولانى است ، ارواح و آلات ظاهريه به نحوى از أنحا متحلل گشته كلال و ملال عارض مىشود مر نفس را به حيثيتى كه اگر بسيار متحلل
هامش
( 1 ) . ( م ) : خسمه . ( 2 ) . بوجه . ( 3 ) . ( م ) : خمسه .