تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
شوق ذاتى ايشان است كه بعد از حصول روح غريزى و مادهء بدن عنصرى مناسب او ، كمال اول و ما به التمامى آن روح باشد تا به آن آلت فاعل افاضات و خيرات باشد ، و تعلّق به ماده عنصرى به عنوان ما به التمامى لازم دارد غفلت و نسيان ذات مثالى خود و علم و شعور مثالى خود را به خود و به غير خود ، خصوصا وقتى كه شديد الانغماس باشد . و چون در اين مرتبه غافل و ناسى و كأنه ساذج محض گردد « 1 » ، از اين جهت كأنه نفس هيولانى شده محتاج به علوم انفعالى مىگردد « 2 » . پس به زبان حال و استعداد و قابليت آن مرتبه ، اول محتاج به علم انفعالى تصويرى و تخليقى مىگردد « 3 » ، و فايض مىشود از نفوس سماوى به عنوان رشح و عنايت محض دفعتا و الهاما . و بعد از تصوير اعضاى ناميه ، محتاج مىشود « 4 » به علوم تغذيه و تنميه و فايض مىشود علوم تغذيه ، چنان‌كه گفتيم . و بعد از تصوير اعضاى حسّاسه ، محتاج مىشود به صور عقليهء حسّيه و شخصيه ، پس فايض مىشود از نفوس سماويه چنان‌كه گفتيم . و بعد از استكمال به اين صور محتاج مىشود به علم تفكرى و استنباطى در استخراج نتايج ؛ پس فايض مىشود آن علوم بر قوهء مفكّرهء او ، و متفكر مىشود در اشيا تدريجا و مستعد مىشود از براى علوم كليهء منتجه ؛ و فايض مىشود علوم كليهء منتجه از نفس كوكب مدبرهء شخصيه يا از غير آن به حسب مناسبت آن نفس با مفيض آن علوم . و دليل بر اينكه اين علوم انفعاليه و الهاميهء دفعيه و فكريهء اكتسابيه حاصل از براى نفس انسان از نفس سماوى [ است ] ، همان احكام و قوانين علم نجومى است كه از حضرت إدريس النبّى - على نبيّنا و عليه السّلام - در كتب علماى نجوم ثبت است . و عارف به آن قوانين وقتى كه در زايجهء مسقط النطفه يا طالع مولود او حكم مىكنند كه صاحب اين طالع بايد كه در فكر و قول و فعل مؤيد باشد به فلان كوكب و به فلان كوكب ، و بعضى بالعكس صادق مىآيد ، چنان‌كه در حديث شريف نيز وارد است كه اگر كسى اين علم
هامش
( 1 ) . ( م ) : گردند . ( 2 ) . ( م ) : مىگردند . ( 3 ) . ( م ) : مىگردند . ( 4 ) . ( م ) : مىشوند .