تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
به نظر مىرسد كه شهرت خلخالى و اصفهانى نيز كه به او نسبت داده‌اند به دور از خطا نبوده باشد . صاحب احياى حكمت خود را ، در مقدمه اين كتاب و در بعض ديگر از آثارش ، على قلى بن قرچغاى خان ناميده است . تاريخ تولد و وفات وى روشن نيست . از روى قراينى كه در آثارش از جمله در همين كتاب احياى حكمت موجود است مىتوان تاريخ تقريبى تولد وى را بين سالهاى 1020 تا 1025 ذكر كرد . در احياى حكمت ( ج 1 ، ص 529 ) نوشته است : « تا حال تحرير كه عمرم به شصت و شش سال رسيده است . . . » ، و در جاى ديگر ( ج 2 ، ص 168 ) : « از زمان قديم تا عصر ما كه هزار و نود و يك از هجرت گذشته است . . . » ، پس بنابراين عبارات سال ولادتش بايد 1025 ق باشد . اما بنا بر نقل شيخ آقا بزرگ در معرفى كتاب منطق وى سال ولادت او بايد 1020 ق باشد . زيرا مؤلف در آن كتاب متذكر شده كه در نهم صفر 1076 ق در پنجاه و شش سالگى از تأليف آن فارغ شده است « 1 » . سال وفات وى - چنان‌كه اشاره شد - در جايى ذكر نشده و قرائنى هم در دست نيست . پدر على قلى خان ، قرچغاى خان سپهسالار مورد علاقه و « مقرّب الحضرة » شاه عباس اول بوده است ، كه بر خلاف پسر در تاريخ عهد صفوى نامى بلندآوازه دارد . قرچغاى خان اصلا از ارامنهء ايروان بوده است كه در كودكى به دست جمعى از سواران تاتار اسير شد . سپس به دين اسلام درآمد و سرانجام به حلقهء غلامان خاص شاه عباس راه يافت . چون جوانى صديق و فداكار و كاردان بود ، شاه آزادش كرد و مناصب بزرگ به او داد . و چون در هر مقام با نهايت صداقت و لياقت و درستكارى خدمت كرد ، علاقه و محبت فوق العادهء شاه را به خود جلب نمود . وى در جنگها و در حفظ حدود و ثغور ايران آن روزگار رشادتهاى بسيارى از خود نشان داد كه به همين جهت به مقام سپهسالارى و حكمرانى بلاد خراسان منصوب گرديد . پس از قتل وى به دست گروهى از گرجيان به سركردگى « موراو » برادر بزرگتر على قلى خان ، يعنى منوچهر خان به جاى پدر
هامش
( 1 ) . زندگانى شاه عباس اول ، ج 2 ، ص 431 .