احياى حكمت ( جلد 1 ، ص 170 و ج 2 ، ص 442 ) جز از ملّا رجبعلى تبريزى - با تعبير « استاد ما » - از شخص ديگرى ياد نكرده است « 1 » و از آن دو بزرگوار حتى مطلبى را هم نقل نكرده است ، گرچه چنين إسنادى بعيد نمىنمايد چون آنها از معاصران ، صاحب درس و حوزه ، على قلى خان بودهاند . على اىّ حال دربارهء اينكه على قلى بن قرچغاى خان ، شاگرد آقا حسين خوانسارى و شمس الدين گيلانى بوده و نيز اينكه نزيل مدرسه شيخ لطف اللّه عاملى بوده است « 2 » ، در تذكرههاى معاصر يا نزديك به زمان وى گزارشى موجود نيست تا صحت اين خبر را براى ما محرز گرداند . و از سوى ديگر ، مؤلف رياض العلماء چنين مطالبى را دربارهء على قلى بن محمد گزارش كرده است . و آنچه ظنّ ما را دربارهء وقوع چنين خطايى در خلط ميان اين دو شخصيت ، از طرف شيخ آقا بزرگ و سيد محسن امين ، تبديل به يقين مىكند ، ترديدى است كه شيخ آقا بزرگ تهرانى گاه در اسناد شاگردى وى در محضر آقا حسين خوانسارى و يا در انتساب اثرى به وى يا به على قلى بن محمد اظهار كرده است « 3 » .
آثار على قلى بن قرچغاى خان
قريب به سى اثر در فلسفه ، عرفان و كلام و حديث از على قلى بن قرچغاى خان شناسايى شده كه برخى از آنها در گنجينهء نسخ خطى كتابخانههاى ايران موجود است . و از ميان آنها ، تعدادى تصحيح شده كه به همت عالى دفتر نشر ميراث مكتوب در دست چاپ است . در ميان آثارى كه ذيلا معرفى مىشوند تنها دربارهء انتساب سه مورد آخر مىتوان ترديد كرد .
هامش
( 1 ) . استاد جلال الدين همايى نيز در كتاب دو رساله در فلسفه اسلامى ، ص 21 ، على قلى را از شاگردان ملا رجبعلى تبريزى ذكر كرده است .
( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 58 ، ص 268 .
( 3 ) . براى مطالعه و تدقيق بيشتر و داورى در اينباره ر . ك . به رياض العلماء ، ج 4 ، ص 182 ؛ الذريعه ، ج 6 ، ص 43 ، ذيل شماره 207 ، ج 13 ، ص 63 ، ذيل شماره 201 .