فصل هفتم در بيان طريق صدور اعداد حقيقيه از فاعل به جعل بالتّبع
اول بايد دانسته شود كه صدور عدد حقيقى از فاعل به جعل بالتبع بر دو قسم است :
يكى معا و دفعتا ، دويم مترتبا . و هريك از اينها بر دو قسم است : يكى ابداعا ، دويم حادثا .
پس عدد دفعى الوجود از فاعل ، اعم از اينكه مبدع باشد يا محدث كه عدد حقيقى بالفعل است در خارج ، همان امر مؤلّف از آن وحدات ، يعنى باهم بودن آن وحدات است در خارج بالفعل لا غير . و اين اگر مؤلّف از دو جزء باشد ، همين اثنين خواهد بود فقط . و اگر مؤلّف از سه جزء باشد ، يك عدد ثلاثه است بالفعل اصالتا و يك عدد اثنين [ و واحد ] است بالقوه و شبيها بالتضمن . و اگر زياده از اين ، يعنى اربعه يا خمسه است ، يك عدد اربعه يا خمسه است بالفعل اصالتا ، دو اثنين و يك ثلاثه است بالقوه و شبيها بالتضمن ، يا دو اثنين و يك ثلاثه و [ يا واحد و ] يك اربعه است بالقوه ، به حيثيتى كه اگر يكى از خمسه برداشته شود ، اربعهء بالقوه ، موجود مىشود بالفعل . و اگر دو برداشته شود ، ثلاثهء بالقوه ، ثلاثه بالفعل شود . و اگر يكى افزوده شود ، اربعهء ديگر مثل اربعهء سابق حادث گردد بالفعل . و اگر واحدى ديگر افزوده شود ، خمسهء ديگر حادث گردد بالفعل ، چنانكه هر جسم تعليمى محدود به قدر مساحى معيّن ، يك جسم تعليمى معين است بالفعل كه نصف و ثلث و ربع در او موجود بالقوه و شبيه به تضمن است نه بالفعل و بالأصاله ، و به حيثيتى است كه اگر نصف از او برداشته شود ، آن نصفى ديگر موجود مىگردد بالفعل و اصالتا . و اگر نصفى بر او افزوده شود ، مثل جسم تعليمى [ سابق ] مىگردد بالفعل .
اما عدد مترتب الوجود ، اعم از اينكه مبدع باشد يا محدث ، البته بايد كه اولا عدد اثنين حاصل شود بالفعل ، و چون واحدى ديگر بر او افزوده شود به ابداع يا « 1 » به حدوث ، ثلاثه موجود شود بالفعل و اصالتا و اثنين باقى باشد بالفعل و اصالتا . و على هذا القياس ، تا « 2 » آنكه عشره شود . و جميع اعداد سابق باقى باشد در عشره بالفعل . و همچنين اگر
هامش
( 1 ) . ( م ) : با .
( 2 ) . ( م ) : با .