تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

فصل هفتم در بيان طريق صدور اعداد حقيقيه از فاعل به جعل بالتّبع

اول بايد دانسته شود كه صدور عدد حقيقى از فاعل به جعل بالتبع بر دو قسم است : يكى معا و دفعتا ، دويم مترتبا . و هريك از اينها بر دو قسم است : يكى ابداعا ، دويم حادثا . پس عدد دفعى الوجود از فاعل ، اعم از اينكه مبدع باشد يا محدث كه عدد حقيقى بالفعل است در خارج ، همان امر مؤلّف از آن وحدات ، يعنى باهم بودن آن وحدات است در خارج بالفعل لا غير . و اين اگر مؤلّف از دو جزء باشد ، همين اثنين خواهد بود فقط . و اگر مؤلّف از سه جزء باشد ، يك عدد ثلاثه است بالفعل اصالتا و يك عدد اثنين [ و واحد ] است بالقوه و شبيها بالتضمن . و اگر زياده از اين ، يعنى اربعه يا خمسه است ، يك عدد اربعه يا خمسه است بالفعل اصالتا ، دو اثنين و يك ثلاثه است بالقوه و شبيها بالتضمن ، يا دو اثنين و يك ثلاثه و [ يا واحد و ] يك اربعه است بالقوه ، به حيثيتى كه اگر يكى از خمسه برداشته شود ، اربعهء بالقوه ، موجود مىشود بالفعل . و اگر دو برداشته شود ، ثلاثهء بالقوه ، ثلاثه بالفعل شود . و اگر يكى افزوده شود ، اربعهء ديگر مثل اربعهء سابق حادث گردد بالفعل . و اگر واحدى ديگر افزوده شود ، خمسهء ديگر حادث گردد بالفعل ، چنان‌كه هر جسم تعليمى محدود به قدر مساحى معيّن ، يك جسم تعليمى معين است بالفعل كه نصف و ثلث و ربع در او موجود بالقوه و شبيه به تضمن است نه بالفعل و بالأصاله ، و به حيثيتى است كه اگر نصف از او برداشته شود ، آن نصفى ديگر موجود مىگردد بالفعل و اصالتا . و اگر نصفى بر او افزوده شود ، مثل جسم تعليمى [ سابق ] مىگردد بالفعل . اما عدد مترتب الوجود ، اعم از اينكه مبدع باشد يا محدث ، البته بايد كه اولا عدد اثنين حاصل شود بالفعل ، و چون واحدى ديگر بر او افزوده شود به ابداع يا « 1 » به حدوث ، ثلاثه موجود شود بالفعل و اصالتا و اثنين باقى باشد بالفعل و اصالتا . و على هذا القياس ، تا « 2 » آنكه عشره شود . و جميع اعداد سابق باقى باشد در عشره بالفعل . و همچنين اگر
هامش
( 1 ) . ( م ) : با . ( 2 ) . ( م ) : با .