مقالهء هشتم « 1 » در بيان ثبوت [ و ] وجود عدد در خارج و بيان ما به القوام وجود شخصى او در خارج و بيان ماهيت و ما به القوام ذات بذاته او و بيان علت قابلى و فاعلى او
اگرچه اين مقاله به الهيّات أليق است به وجهى ، اما به اينجا أليق است به وجهى ديگر كه آن اثبات تناهى و لا تناهى كمّ متصل و منفصل است در تلو اين بحث ؛ و اين مشتمل بر هفت فصل است :
فصل اوّل در بيان ثبوت و وجود عدد در خارج
گوييم : اول بايد دانسته شود كه وجود مطلق كثرت و عدد كه عبارت از موجود متجزى الذات و منفصل الذات است ، اعم از اينكه ذهنى باشد يا خارجى ، بيّن بنفسه است ، چه بر هر عقل فطرى ظاهر و بيّن است كه در واقع و نفس الأمر ، امرى هست كه متجزى الذات و منفصل الذات است و به حيثيتى است كه به جزء او كلّ او را توان شمرد بالذات و غير آن را توان شمرد بالعرض او . پس كثرت و عدد كه امر منفصل الذات است ، البته بايد كه در شأنش باشد كه به جزء او كلّ او شمرده شود . و آن جزء او را كه ما به العدّ ساير اجزاى اوست « عادّ » گويند ؛ و ساير اجزاى شمرده به آن « 2 » جزء را « معدود » و « شمرده شده » گويند ؛ و فاعل تعداد را « عادّ » و « شمارنده » گويند .
و شك نيست كه اسم كثرت و عدد مترادفانند ، از آن جهت كه حقيقت ايشان يكى است ، چه حقيقت هر دو اين است كه متجزى الذات است ، به حيثيتى كه به جزء او كلّ او را توان شمرد بالذات . و منفصل الذات است ، به حيثيتى كه اجزاى او محدود به حدود مشتركه نيستند ، الّا اينكه اسم عدد و شماره براى اين حقيقت أسرع و أتمّ است . اما اين
هامش
( 1 ) . ( م ) : هفتم .
( 2 ) . ( م ) : او .