تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
متأخرة » « 1 » و آنچه ابن الرشد از ارسطو گويد اين است كه : « الزمان « 2 » معدود المتقدم و المتأخر الموجود فى الحركة » « 3 » . پس بالجمله زمان موجود بديهى در واقع و نفس الأمر عبارت از مقدار حركت فلك محيط ، يعنى مقدار كونهاى مارّ جزء ممتد محدود « 4 » فرضى فلك متحرّك به حركت يومى است ، بر هر جزء ممتد محدود فرضى بعد و مسافت دورى كه منطبق است با هر جزء فرضى ممتد محدود « 5 » بعد و مسافت دورى كه راسم محل و معروض مقدار متصل غير قارّ ما بين مبدأ الحركة و المنتهايى است كه مؤلّف باشد از رسومات كونهاى مارّ جزء فرضى ممتد و محدود فلك متحرك يومى در هر جزء فرضى ممتد محدود « 6 » مسافت ، الّا اينكه اگر كسى كونهاى مارّ جزء فرضى ممتد محدود متحرك را ، هر جزء فرضى ممتد محدود مسافت دورى احساس كند به عنوان اجمال و ابهام ، يا به عنوان امعان و تفصيل ، البته مقدار متصل غير قارّ متناهى در خيال او مرتسم مىشود . و اگر غافل مطلق بوده به هيچ وجه احساس نكند نه اجمالا و نه امعانا ، چنان‌كه والهين ملتفت نيستند ، هرآينه شعور به امر ممتد و مقدار آن نداشته ، سال قياس به ايشان حكم آن دارد ، كه اگر ملتفت باشد به امعان شديد ، هرآينه شعور به امر ممتد دراز داشته ، روز قياس به ايشان حكم سال دارد ، چنان‌كه گفته‌اند سنة الوصل سنة هجر و سنة الهجر سنة ، نه اينكه زمان موجود بديهى واقعى حقيقى جميع زمانيات است ، همان رسم ممتد موجود در اذهان انسان است ، چه ظاهر است كه از احساس و عدم احساس انسان مر حركات سماوى را زمان حقيقى موجود و معدوم نمىگردد . و چون راسم اين نحو رسومات و كونهاى مارّ ، جزء فرضى ممتد محدود متحرك است در خارج بر همهء جزء فرضى ممتد و محدود بعد و مسافت ، از ابتداى مسافت تا انتها ، لهذا حركت توسطى نام نهادند . و مجموع رسومات كونهاى مارّ ما بين المبدأ و المنتهى را در خيال حركت قطعى و محل و معروض كمّ متصل
هامش
( 1 ) . رسايل يحيى بن عدى ، مقاله فى الموجودات ، ص 51 . ( 2 ) . ( رسايل ابن رشد ) : فالزمان هو ضرورة . ( 3 ) . رسايل ابن رشد ، كتاب السماع الطبيعى ، ص 50 . ( 4 و 5 و 6 ) . ( م ) : بحدود .