تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
است ، و به توسط او متعلّق و سارى به ساير افلاك جزئيه باشد ، و به حسب استعداد هريك از مواد مختلفهء اين افلاك جزئيه ، محرّك به تحركات مختلفه و مدبّر نظام آنها باشد ، چنان‌كه نفس بدن انسانى يك نفس است متعلّق به قلب كه به توسط او سارى و متعلّق است به جميع اجزا و بعضى از آنها را ، مثلا شش را متحرّك به حركت مختلف و اعصاب را متحرّك به حركات مختلفه مىسازد ، و نفس انسان واحد متوحد به محض مشاهدهء معشوق ، كل بدن خود را متحرك مىسازد به نحوى از انحا و دستهاى خود را نيز متحرك مىسازد به نحوى ديگر ؛ نه اينكه هريك از افلاك جزئيه نفس على حده داشته باشد و مجموع هريك از آنها نفس كل ديگر . و من مىگويم كه قياس حركات مختلفهء اعضاى انسان با افلاك جزئيه ، قياس مع الفارق است از چندين جهات : اولا اينكه حركات اعضاى انسان ، متصل است به حركت روح غريزى او ، اعم از اين كه آن حركت طبيعى و بىشعورى باشد يا ذى شعورى ، يعنى نفس مجرد انسانى اولا متحرّك مىسازد روح غريزى را ، و روح غريزى متحرك مىسازد شش و اعصاب را ، هريك را بجهة طبيعتا . و انسان در حين وجد ، اول متحرك مىسازد روح غريزى را ، و روح غريزى متحرك مىسازد اصل بدن را به حركت شعورى و دستهاى خود را على حده ، اگر هر دو را متحرك به حركت دورى سازد بنحو واحد ، متفق در جهت و در سرعت و بطؤ . و محال است كه متحرك تواند ساخت هر دو را بنحو مختلف ، يعنى يكى را مستقيمى و يكى را مستديرى ، و يكى را سريع و يكى را بطىء . و حركات افلاك جزئيه ، متصل به حركت روح غريزى و به منزلهء روح غريزى نيست ، بلكه حركت هركدام متصل است به محرّك آنها بلا واسطه . و حركات انسان طبيعى نيست ، بلكه ذى شعورى است . و حركات ذى شعورى انسان مختلف است در جهت و سرعت و بطؤ . پس البته بايد كه محرّك هركدام نفس على حده باشد نه نفس واحد . قال السيد الداماد - رحمه اللّه - فى القبسات : « أ ليس جرم الفلك الأقصى و منطقة معدّل
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 257 | عليقلى ابن قرچغاى خان