و حركت قيامى و قعودى و مانند آنها كأنّه از توابع حركت أينى مستقيمى است نه عين أينى مستقيمى ؛ از آن جهت كه متحرك به حركت قيامى و قعودى بجميع أجزائه منتقل و مسامت به بعضى از اجزاى مسافت نمىشود ، چنانكه متحرك به حركت أينى مستقيمى حقيقى مىشود .
پس بالجمله حركت به معنى اخص بر چهار قسم است : يكى مكانى ؛ دويم نموى و تخلخلى و فربهى ؛ سيوم ذبولى و تكاثفى و لاغرى ؛ چهارم استحالى . و حركت به معنى اعم كه تغيّر مطلق است شش قسم است ، چهار از آن به معنى اقسام اربعهء مذكوره ، و پنجم تغيّر شى از فساد به كون ؛ ششم از كون به فساد .
تقسيم - حركت به قسمت ديگر بر دو قسم است : يكى بالذات و دويم بالعرض . و مراد از حركت بالذات آن است كه اولا و بالذات براى متحرك ثابت باشد نه بالعرض متحرك ديگر . و بالعرض آن است كه بالعرض و بالاستبتاع ما بالذات ثابت باشد از براى متحرك ، چون حركت جالس سفينه بالعرض سفينه ، و راكب بالعرض مركوب و الّا قسرى خواهد بود نه بالعرض .
اما حركت أينى كه بالعرض حركت كمّى باشد ، از توابع حركت أينى بالعرض حقيقى است نه عين أينى بالعرض حقيقى ، از آن جهت كه متحرك به حركت أينى بالعرض حقيقى آن است كه مغاير متحرك به حركت أينى بالذات باشد در خارج و تابع او باشد . و متحرك به حركت أينى بالعرض كمّى ، عين متحرك به حركت كمّ است در خارج نه مغاير او ، چه هر نوع از انواع اجسام عنصرى كه متحرك در مقولهء كمّ است ، در حين حركت در كم بما هو متكمم بالتكممات تدريجا متحرك است در مقولهء كمّ بالذات ، يعنى متبدّل به حالات غير قارّ است به حسب تكمّمات تدريجا بالذات ، و بما هو متأيّن متحرك است در أين بالعرض حركت در كم . و ايضا حركت أينى بالعرض حقيقى بجميع أجزائه منتقل و مسامت با بعضى از اجزاى مسافت است استبتاعا . و حركت أينى بالعرض حركت كمّى ، بجميع اجزائه [ منتقل و مسامت ] به بعضى از اجزاى مسافت نيست ، چنان كه ظاهر است .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٢٤٢