شد .
و چون دانسته شد كه سبب حدوث صور و اعراض حادثه ، مجموع اين علل است ، خصوصا حركت دورى فلكى و تعيين و تحديد تأثّر و انفعال جسم طبيعى عنصرى به سبب وضع و محاذات كوكب خاص با آن جزء خاص و حكم و تأثير آن كوكب با مدّت محدود خاص كه اين هر دو سبب قريب حدوث استعدادات است ؛ و پيشتر دانسته شد كه ماهيت مادى در خارج ممكن أن يشار اليه نتواند بود مگر به وجود خاص متخصص به فاعل و به استعداد قابل معا كه عين تشخص آن ماهيت و وجود خاص اوست در خارج جاعل ؛ و در مبحث مزاج ثابت خواهد شد - إن شاء اللّه - كه ما به التشخص و وجود خاص ماهيت مادى تابع استعداد نوعى و استعداد شخصى ماده است جميعا ، به حيثيتى كه اگر استعداد نوعى او در مادهء او باشد اما استعداد شخصى او نباشد ، آن ماهيت مادى موجود نتواند شد در خارج جاعل ؛ البته پس از اين دانسته مىشود كه علت قريب حدوث و بقاى صورت نوعى و شخصى دو چيز است :
يكى ، حدوث و بقاى استعداد نوعى صورت جوهرى و عرضى .
دويم ، حدوث و بقاى استعداد شخصى آن صورت .
و سبب قريب بطلان و فناى صورت يك چيز است و آن بطلان استعداد شخصى است كه [ به ] بطلان او تشخص آن ماهيت باطل مىشود [ و ] به بطلان آن تشخص كه وجود خاص اوست ، آن ماهيت نيز باطل مىشود .
و چون اين دانسته شد گوييم : در فصول سابقه ثابت شد كه حقيقت و ماهيت نوعى جسم تعليمى ، قدر و مقدارى است كه در ضمن هر شخص كه يافت شود ، حدّ مشتركمّاى سطحى وهمى لا على التعيين داشته باشد . و بعد از اين در ما بعد الطبيعه ثابت خواهد شد - إن شاء اللّه - كه استعدادات نوعى و شخصى جسم تعليمى عنصرى مبدع است ، پس چون مبدع باشد ، محال است كه به خرق و التيام جسم تعليمى و تخلخل و تكاثف جسم طبيعى عنصرى مصوّر به صورت نوعى و به سبب كم شدن و زياد شدن جسم تعليمى و بالجمله به سبب حدوث انفصال جزئى از اجزاى او ، استعداد نوعى و شخصى او باطل
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٢١٠