- از اصول كليه متقدمين فهميده و بر آن رفته است .
اول بدان كه سبب حدوث در عالم عنصرى پنج چيز است مجتمعتا :
يكى ، هيولاى اولاى سماوى و هيولاى اولاى عنصرى كه جوهرى است كه در شأن اوست كه قوّت قبول غير متناهى داشته ، بىواسطه و بواسطه مصوّر و متّصف به جميع صور و اعراض عنصرى متناهى تواند شد معا ، و مصوّر و متّصف به جميع صور و اعراض عنصرى غير متناهى تواند شد بر سبيل تبادل و تعاقب .
دويم ، جسم تعليمى كه نفس ضخامت و اتصالات ثلاث و كمال ثانى مادهء اولى است نه صورت و كمال مقوّم او .
سيوم ، صورت نوعى اسطقسى .
چهارم ، صورت نوعى فلكى .
پنجم ، حركت دورى فلكى كه زينت و پيرايهء جرم فلكى است ، از آن جهت كه اگر مادهء اولى نباشد ، جسم تعليمى صادر و موجود نمىشود و صورت نوعى اسطقسى بر ماده عنصرى و صورت نوعى بر مادهء سماوى فايض نتواند شد . و اگر جسم تعليمى و صورت نوعى اسطقسى و سماوى نباشد ، جسم سماوى مغيّر و مؤثّر تدريجى در جسم طبيعى عنصرى ، و جسم طبيعى عنصرى متغير و متأثر تدريجى نشده كائن و فاسد زمانى نتواند شد ، از اين جهت كه اگر جسم تعليمى نباشد ، وضع و محاذات جسم طبيعى سماوى با جسم طبيعى عنصرى محال خواهد بود . و اگر صورت نوعى اسطقسى و سماوى نباشد ، تأثير آن به اين و تأثر اين از او محال و ممتنع خواهد بود و قوهء مادهء اولى معطّل خواهد ماند . و اگر جسم طبيعى يعنى ماده ، متجسم به جسم تعليمى و صورت نوعى باشد اما حركت دورى فلكى نباشد ، به هيچ وجه در مادهء اولى و ثانيهء عنصرى صور و اعراض كائنه و فاسدهء حادث نخواهد شد ، بلكه هرچه فايض باشد مبدع خواهد بود لا غير . و اگر حركت دورى فلكى باشد اما جسم طبيعى عنصرى قابل جميع صور متناهى و غير متناهى نباشد ، بلكه مثل جسم سماوى قابل و مستعد يك صورت نوعى مبدع و اعراض مبدعه باشد ، به هيچ وجه صور و اعراض حادثه در عالم عنصرى حادث نخواهد
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٢٠٩