خلاف خاصّهء كمّ بما هو كمّ است ، چنانكه به تفصيلتر از اين ، بعد از اين در فصل دويم از مقاله دويم و در مبحث صدور مدلّل خواهيم گفت - إن شاء اللّه .
و عدد كه كمّ منفصل قارّ است ، قابل غير حقيقى تجزّى است بالذات كه حدّ مشترك نداشته باشد ، چه عدد عين مقدار مؤلّف از وحدات واحدات است ، از اين حيثيت كه مرتبط و مؤتلف به باهم بودن باشند كه عين جماعت وحدات و كثرت متجزى الذات و منفصل الذات است نه وحدة و وحدة فى الخارج على انفرادها ، چنانكه بعد از اين مدلل خواهيم گفت - إن شاء اللّه . و چون عين وحدات مؤتلفه باشد ، پس وحدات مؤتلفه غير او نخواهد بود . و چون غير او نباشد ، قابل و مقبول غير حقيقى خواهد بود نه حقيقى . و معروض كمّ منفصل قارّ كه عبارت از واحدات يعنى امور متصف به وحداتى است كه بما هو متصف بالوحدات مرتبط و مؤتلف به باهم بودن باشند ، قابل حقيقى كثرت و عدد است بالذات .
و معروض جسم تعليمى ، قابل حقيقى اتصالات در جهات ثلاث است ، نه قابل حقيقى تجزّى و تقسيم بالذات به سطح مشترك كه عين جسم تعليمى است ، و نه قابل حقيقى قطع و فصل و خرق و التيام خارجى است با لذات ، بلكه قابل حقيقى تجزّى به سطح مشترك است بالعرض جسم تعليمى نه بالذات . و قابل حقيقى قطع و فصل و خرق و التيام خارجى است بالعرض جسم تعليمى خارجى حالّ در محلش به شرط استكمال به صورت نوعى عنصرى . و قابل حقيقى تأثر و تغيّر تدريجى و قابل حركت أينى و مستقيمى است بالذات ، اما به شرط جسم تعليمى و صورت نوعى عنصرى جميعا ، چه متأثر و متغير و متحرك بالذات به حركت مستقيمى ، شىء متجسم به جسم تعليمى است نه جسم تعليمى . و همچنين قابل حقيقى اتصال به معنى تماس ، بالذات جسم تعليمى متناهى و بالجمله كمّ متصل قارّ متناهى است . و معروض جسم تعليمى ، قابل حقيقى اتصال به معنى تماس است بالعرض جسم تعليمى متناهى نه بالذات . و قابل حقيقى انفصال به معنى « لا مماسّ الذى من شأنه أن يماس » نيز جسم تعليمى متناهى و بالجمله كمّ متّصل قارّ متناهى است بالذات . و معروض جسم تعليمى ، قابل حقيقى انفصال به اين معنى است بالعرض جسم تعليمى متناهى نه بالذات .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص١٨٢