تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
نباشد بلكه به حسب ذات بسيط محض بوده به حسب حيثيات و شؤونات و اضافات متكثر به اينها باشد ، چون مادهء اولى كه به حسب ذات واحد بالشخص است در خارج و به حسب اضافهء به صور متكثر الاضافات است . و همچنين مركز قياس به خطوط خارجه از مركز كه به حسب ذات امر لا ينقسم و به حسب اضافه به خطوط متكثر الاضافات است . تذنيب - و ببايد دانست كه تكثر ، فرع تغاير است به تغاير مّا . و تغاير به قسمت اولى بر دو قسم است : يكى تغاير بالذات ، دوم تغاير بالعرض . و مراد از تغاير بالعرض تغاير ذات واحد است بالعرض تغاير بالذات ، مثلا تغاير ذات واحد به تغاير صفات حقيقيه ، مثل علم و قدرت و مانند آنها ؛ يا بالعرض تعلقاتش ، چون تغاير نفس كل بالعرض به أبدان مثاليه و عينيه ؛ يا تغاير نفس حسى به معشوقات متعدده . و تغاير بالذات منحصر در سه قسم است : يكى تغاير حقيقى صرف و آن عبارت از تغايرى است كه منفرد و منفصل باشند از يكديگر به اشاره حسى يا عقلى . دويم تغاير اعتبارى صرف و اين عبارت از تغايرى است در ذهن كه ممتاز نباشند از يكديگر در خارج اصلا ، چون تغاير صفات واجب الذّات از يكديگر و از ذات واجب به تغاير اعتبارى صرف . سيوم تغاير ضمنى و آن عبارت از تغايرى است كه نه ممتاز و منفصل باشند « 1 » در خارج صرفا و نه غير ممتاز باشند « 2 » صرفا . و قسم اول يعنى حقيقى صرف بر چند قسم است : يا هر دو اصيلى است ، چون تغاير ذات بسيط من جميع الجهات واجب با ذوات ممكنات مركب از ماهيت و وجود خاص ، و تغاير هر ماهيت موجود اصيلى با ماهيت موجود اصيلى ديگر ؛ يا هر دو تضمنى است چون تغاير ماهيت و وجود با يكديگر و جنس و فصل با يكديگر ؛ يا هر دو تبعى ، چون ضحك و زوجيت در انسان و اربعه ؛ يا يكى اصيلى و يكى تضمنى ، چون مغايرت شخص زيد با ماهيت عمرو ؛ يا يكى اصيلى است و يكى تبعى ، چون مغايرت انسان با قوهء ضحك خود ؛ و على اىّ تقدير « 3 » جوهر است يا عرض . و قسم سيوم يعنى تغاير ضمنى ، چون مغايرت نوع با شخص كه امر حقيقى ضمنى
هامش
( 1 و 2 ) . ( م ) : باشد . ( 3 ) . ( م ) : التقدير .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 157 | عليقلى ابن قرچغاى خان