متعدد مؤلف از دو جوهر است : يكى ماده اولى و دوم صورت نوعى - به مذهب ما - و مؤلف از سه جوهر است : ماده اولى ، صورت جسمى و صورت نوعى - به مذهب ايشان .
پس بايد در عقل اول ، چهار يا پنج جهت اثبات كنند تا علت فاعلى عقل دوم و نفس و ماده و صورت جسمى و نوعى فلك اطلس باشد . همچنين جهات كثرت در عقل دوم وافى براى كثرت جرم فلك ثوابت نيست ، چون فلك ثوابت ملتئم از ثخن فلك و از كواكب لا تحصى است كه هريك از آنها نيز مركب از سه جوهر است - به مذهب ايشان - پس ظاهر است كه در عقل دوم چندين هزار هزار هزار كثرت قريب به غير متناهى محال است .
وى همچنين گويد : انكار عالم مثل خيالى از ابدان و اجرام مثالى مفارق مستلزم آن است كه اخبار انبيا و اوصيا - عليهم السلام - درباره وعد و وعيد ، عالم بهشت و دوزخ و برزخ و مانند آنها همگى تخيلات محض باشد و وجود ذهنى و انطباعى داشته باشد نه حقيقى و خارجى كه اين بسيار سخيف و شنيع است .
حدوث عالم
مصنف - ره - در بررسى مسألهء حدوث عالم ، ابتدا به بيان سه وعاء مىپردازد كه بنا بر قول وى عبارتند از :
1 . زمان ، كه چهار قسم است :
الف - زمان ماضى متناهى كه عبارت است از مقدار متصل غير قار بالفعلى كه در خيال فلك متحرك به حركت يومى بالفعل مرتسم باشد تحقيقا .
ب - زمان مستقبل متناهى كه عبارت است از مقدار متصل غير قار بالقوه كه در خيال فلك مذكور مرتسم باشد تقديرا .
ج - زمان حال متناهى كه عبارت است از مقدار متصل غير قار تدريجى الحصول مستمرى كه بعضى از آن مستقبل است .
د - زمان متناهى مطلق تعميرى كه وعاء جميع كائنات و فاسدات گذشته و آيندهء