تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه شاهيه عباسيه ( شرح الرسالة الذهبية الطبية ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
راى بىقوّت همه مكر و فسون * قوت بىراى جهل است و جنون سوزوساز و درد و داغ از آسياست * هم شراب و هم اياغ از آسياست عشق را ما دلبرى آموختيم * شيوهء آدم‌گرى آموختيم هم هنر هم دين ز خاك خاور است * رشك گردون خاك پاك خاور است وانموديم آنچه بود اندر حجاب * آفتاب از ما و ما از آفتاب هر صدف را گوهر از نيسان ماست * شوكت هر بحر از طوفان ماست روح خود در سوز بلبل ديده‌ايم * خون آدم در رگِ گُل ديده‌ايم فكر ما جوياى اسرار وجود * زد نخستين زخمه بر تار وجود داشتيم اندر ميان سينه داغ * بر سر راهى نهاديم اين چراغ اى امين دولتِ تهذيب و دين * آن يد بيضا برآر از آستين خيز و از كار امم بگشا گره * نشئهء افرنگ را از سر بنه نقشى از جمعيت خاور فكن * وا ستان خود را زِ دَست اهْرِمَن دانى از افرنگ و از كار فرنگ * تا كجا در قيد زُنّارِ فرنگ