تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه شاهيه عباسيه ( شرح الرسالة الذهبية الطبية ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
هرچه مىبينى ز انوار حق است * حكمت اشيا ز اسرار حق است هركه آيات خدا بيند حُرّ است * اصل اين حكمت ز حكمِ انْظر است « 1 » بندهء مؤمن از او بهروزتر * هم به حالِ ديگران دل سوزتر عِلم چون روشن كند آب و گِلش * از خدا ترسنده‌تر گردد دلش علم اشيا خاك ما را كيمياست * آه ! در افرنگ تأثيرش جداست عقل و فكرش بىعيار خوب و زشت * چشم او بىنم ، دل او سنگ و خشت عِلم از او رسواست اندر شهر و دشت * جبرئيل از صحبتش ابليس گشت دانش افرنگيان تيغى به دوش * در هلاك نوع انسان سخت‌كوش با خَسان اندر جهان خيروشر * در نسازد مستى علم و هنر آه از افرنگ و از آيين او * آه از انديشهء لا دين او علم حق را ساحرى آموختند * ساحرى نى ، كافرى آموختند هر طرف صد فتنه مىآرد نفير « 2 » * تيغ را از پنجهء رهزن بگير
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء قرآن كريم : فانظرإِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ. ( 2 ) . حمله و هجوم و در عربى به معنى شيپور است .