تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه شاهيه عباسيه ( شرح الرسالة الذهبية الطبية ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
اى كه جان را باز مىدانى ز تن * سحر اين تهذيب لا دينى شكن روح شرق اندر تنش بايد دميد * تا بگردد قفل معنى را كليد زندگانى هر زمان در كشمكش * عبرت‌آموز است احوال حبش شرع يورپ « 1 » بىنزاع قيل و قال * برّه را كردست بر گُرگان حلال نقش نو اندر جهان بايد نهاد * از كفن دزدان ، چه اميد گشاد در جينوا « 2 » چيست غير از مكر و فن * صيد تو اين ميش و آن نخجير من نكته‌ها كو مىنگنجد در سخن * يك جهان آشوب و يك گيتى فتن « 3 » اى اسير رنگ پاك از رنگ شو * مؤمن خود ، كافر افرنگ شو رشتهء سود و زيان در دست تست * آبروى خاوران در دست تست اين كهنْ اقوام را شيرازه بند * رايت صدق و صفا را كُن بلند اهل حق را زندگى از قوّت است * قوّت هر ملت از جمعيّت است
هامش
( 1 ) . يورپ همان اروپاست در هند و پاكستان اين كلمه از انگليسى اخذ شده و در اينجا از فرانسه . ( 2 ) . جينوا ، ژنو و اشاره به جامعه ملل كه ملل ضعيف را در آن راه نبود و ملل قوى زيردستان را درهم شكستند و جهان را بين خود تقسيم كردند . ( 3 ) . جمع فتنه .