اى كه جان را باز مىدانى ز تن * سحر اين تهذيب لا دينى شكن
روح شرق اندر تنش بايد دميد * تا بگردد قفل معنى را كليد
زندگانى هر زمان در كشمكش * عبرتآموز است احوال حبش
شرع يورپ « 1 » بىنزاع قيل و قال * برّه را كردست بر گُرگان حلال
نقش نو اندر جهان بايد نهاد * از كفن دزدان ، چه اميد گشاد
در جينوا « 2 » چيست غير از مكر و فن * صيد تو اين ميش و آن نخجير من
نكتهها كو مىنگنجد در سخن * يك جهان آشوب و يك گيتى فتن « 3 »
اى اسير رنگ پاك از رنگ شو * مؤمن خود ، كافر افرنگ شو
رشتهء سود و زيان در دست تست * آبروى خاوران در دست تست
اين كهنْ اقوام را شيرازه بند * رايت صدق و صفا را كُن بلند
اهل حق را زندگى از قوّت است * قوّت هر ملت از جمعيّت است
هامش
( 1 ) . يورپ همان اروپاست در هند و پاكستان اين كلمه از انگليسى اخذ شده و در اينجا از فرانسه .
( 2 ) . جينوا ، ژنو و اشاره به جامعه ملل كه ملل ضعيف را در آن راه نبود و ملل قوى زيردستان را درهم شكستند و جهان را بين خود تقسيم كردند .
( 3 ) . جمع فتنه .