درهم و از تخم كاسنى نيم درهم و از مصطكى « 1 » نصف درهم ، بعد از آنى كه كوبيده شده باشد هريك از اينها به تنهايى ، بيخته شود و گردانيده شود در پارچهاى و بسته شود سر آن پارچه به رشتهاى ، بستن نيكو . و انداخته شود اين پارچه در آن ديگ و حل نموده شود و ماليده شود آن پارچه در آن شراب تا به حدى كه داخل شود قوّتها و خاصيتهاى اجزايى كه در ميان پارچه است بالتمام در شراب . و هميشه حركت داده شود اين پارچه در ميان شراب به آتش ملايم هموار تا آنكه بر طرف شود از آن شراب مقدار عسل . و بردارند ديگ از روى آتش و خنك سازند و ذخيره نمايند آن شراب را و نگاه دارند مدت سه ماه تا آنكه داخل شود خاصيت و قوت بعضى از اجزا در خاصيت بعضى از اجزاء ديگر .
و حينئذ يستعمل مقدار ما يشرب منه اوقية الى اوقيتين من الماء القراح فاذا اكلت مقدار ما وصفت لك من الطعام فاشرب من هذا الشراب ثلثة اقداح بعد طعامك فاذا فعلت ذلك فقد امنت باذن اللّه تعالى يومك و ليلتك من الاوجاع الباردة المزمنه كالنقرس و الرياح و غير ذلك من اوجاع العصب و الدماغ و المعده و بعض اوجاع الكبد و الطحال و الامعاء و الاحشاء فان صدقت [ بعد ] ذلك شهوة الماء فليشرب منه مقدار نصف ما كان تشرب قبله فانه اصلح لبدن المؤمن و اكثر لجماعه و اشد لضبطه و حفظه فانّ صلاح البدن و قوامه يكون بالطعام و الشراب و فساده بهما و ان اصلحتهما صلح البدن و ان افسدتهما فسد البدن .
هامش
( 1 ) .mastich.