تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه شاهيه عباسيه ( شرح الرسالة الذهبية الطبية ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
مىكنند و راه مىنمايند پادشاه را بر آنچه پنهان است از پادشاه . به‌واسطهء آنكه اين پادشاه [ را ] از عقب پرده و مانعى چند است كه آنها استخوان سينه « 1 » و پرده‌هاى سينه و شش « 2 » كه غلاف دل است « 3 » . و رسانيده نمىشود خبر به سوى آن پادشاه مگر به سبب اين دو چشم و اين دو چشم چراغ نيرند در بدن . و حصن الجسد و حرزه الاذنان لا يدخلان على الملك الا ما يوافقه لانهما لا يقدر على ان يدخلا شيئا حتى يوحى الملك اليهما فاذا اوحى اليهما اطرق الملك منصتالهما حتى يسمع منهما ثم يجيب بما يريد فيترجم عنه اللسان بادوات كثيرة منها ريح الفؤاد و بخار المعدة و معونة الشفتين . يعنى حصار بدن و نگاهدارنده آن دو گوش است ، كه داخل نمىسازند بر پادشاه مگر آنچه موافق اين پادشاه بوده باشد . به‌واسطهء اينكه اين دو گوش قادر نيستند بر اينكه داخل سازند چيزى را بر پادشاه ، تا آنكه امر نمايد آن پادشاه اين دو گوش را . پس هرگاه امر نمايد پادشاه دو گوش را التفات مىنمايد اين پادشاه ، از براى شنيدن از اين دو گوش ، تا آنكه بشنود از اين دو گوش . پس جواب بدهد آن پادشاه به آنچه اراده نمايدش . متكلم شود از جانب پادشاه زبان به آلتهاى « 4 » بسيار كه از جمله آن آلتها هواى دل است كه از سينه بيرون مىآيد و بخار معده « 5 » است و يارى دو لب است . و ليس للشفتين قوة الا بالاسنان و ليس يستغنى بعضها
هامش
( 1 ) .thorax bone. ( 2 ) .chest and lung membranes. ( 3 ) .epicardirum. ( 4 ) .instruments. ( 5 ) .gaster vapour.