تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه شاهيه عباسيه ( شرح الرسالة الذهبية الطبية ) ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
مرور ايام خود يافته‌ام با آنچه پيش از من انبيا و اوصياء و معصومين سابقين عليهم السلام تجربه كرده‌اند و مرا بر آن مطلع ساخت‌اند از مسائلى كه جايز نيست انسانى جاهل به آن مسئله‌ها باشد . و عذر مسموع نيست از كسى كه ترك آن مسائل مجربه را بكند . و من جمع مىكنم اين مسائل را با آنچه احتياج به دانستن آن باشد . پس راوى مىگويد : كه چون مأمون به تعجيل به بلخ رفت و امام در مرو توقف نمود ، مأمون كتابتى از بلخ به امام نوشت و طلب نمود از او كه آن مسائل طبيه‌اى را كه خود تجربه كرده است و آنچه انبياء و معصومين قبل از امام تجربه كرده‌اند كه احتياج به آن واقع مىشود در مادهء طعامها و شربتها و دواها و منافع و مضرتهاى آن و آداب حجامت و رفتن به حمام و كشيدن نوره و تدبير بدن نمودن و باقى آنچه مسافر و مقيم را بدان احتياج واقع مىشود ، امام عليه السلام نوشته‌اى به جهت مأمون بفرستد . پس امام عليه السلام مكتوبى به مأمون نوشت و اين رسالهء شريفه را كه از مجربات او و معصومين سابق است نوشته و فرستاد . و راوى گويد : كه چون اين رسالهء شريفه به مأمون رسيد بسيار فرحناك شد . و امر كرد به طلا اين رساله را بنويسند به اين سبب اين رساله را ذهبيه و مذهبه مىگويند . و در آخر اين رساله راوى نقل كرده است : كه امام عليه السلام نصيحت كرد مأمون را كه التفات مكن به قول جماعتى كه مىگويند از اهل جهالت ، كه بسيار خورديم فلان غذاها و فلان شربت را و هيچ مضرتى نيافتيم . پس احتياج نيست كه به مسائل طبيه عمل كنيم . به دستورى كه هميشه غذاها و شربتها خورده‌ايم و مضرت نيافته‌ايم عمل مىكنيم به جهت آنكه شخصى كه اين را