هيچ يك از آن خالى و عارى نمىتوانند بود و فساد او باعث فساد مواليد ثلاثه است و به قدر احتياج هر يك به آن و تغييرات او به سبب لطافت از هر مغيرى صورت پذير است ؛ چه از اسباب اجرام علوى و چه از اجسام سفلى و تدبير هوا در كليات فن طب مبيّن است و ايراد آن در اينجا لزوم ندارد ؛ بلكه ايراد مصلحات او به قدرى وجيز مطلوب است ؛ چه خروج او بالكلية از حالت صحت ، موجب وباء و امراض بىشمار است و علم بر معدِّلات او از واجبات و مجربين تصريح نمودهاند كه بخور درونج و طرفا از مجربات است و بخور كردن و بوييدن عنبر و لادن و قطران و خوردن طين مختوم و امثال آن و فادزهر معدنى و خوردن و بوييدن ترنج و نارنج و سركه و مورد و پياز و نعناع ، رفع ضرر هواى وبائى مىكند و آزموده است .
[ 5567 ]
هيلبوا :
قاقله است .
[ 5568 ]
هيرون :
نوعى از خرما است و گويند مراد از او قسب است .
[ 5569 ]
هيشر
[ هيثر ]
: عربىِ اسم جنس حرشف است و نزد بعضى مخصوص برّى آن .
[ 5570 ]
هيضمان :
اسم عربى فجل برّى است .
[ 5571 ]
هيزاو :
اسم فارسى نعناع است .
[ 5572 ]
هيرى :
به هندى اسم لحم است .
[ 5573 ]
هيرا :
به هندى اسم الماس است .
[ 5574 ]
هيرادوكين :
اسم هندى دمالاخوين است .