در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و دو درهم از تخمش مسهل صفراى غليظ و خوردن آب سرد ، معين عمل اوست و در ساير افعال ، مانند قسم اوّل و چون در شراب بجوشانند طلاى او رافع جراحات عظيمه است .
صنف ديگر - كه دازى رومى عبارت از اوست - نباتش بزرگتر از اوّل و كوچكتر از ثانى و بسيار سرخ و پر شاختر و برگش ماند برگ سداب و گلش زرد و در بوى مانند قسم اوّل .
گرمتر از اوّل و مسهل رطوبات معده و مجفِّف او و در جميع افعال ، قوىتر از اوّل و ثانى و سرخ كنندهء رخسار و مقوّى معده و رافع فالج و عرق النسا و عسر بول و حصاة و مسقط جنين و مدرّ حيض و مقاوم سموم و جهت استسقاء و قولنج و تب ربع ، نافع و طلاى او جهت بهق و آثار و بواسير و ضربان مفاصل و التيام قروح ، نافع .
مصدع محرور و مصلحش سكنجبين و قدر شربتش يك درهم و اقسام او بدل يكديگراند و بدل همه ، به وزن او اذخر و نصف آن بيخ كبر است .
مؤلف « اختيارات بديعى » گويد كه تخم هيوفاريقون شبيه به سماق است و اين قول مخالف قول جمهور حذّاقست .
مراد از ناكيسر هندى ، قسم اخير است ؛ اگر چه ابن خزاز و حكماى هند ، هوفاريقون و داذى رومى را يكى دانستهاند و ناكيسر را عبارت از آن و از اقسام آن ، فرد كامل مراد ايشان است .
[ 5560 ]
هوفسطيداس :
طرثوثى است كه در تحت لحية التيس مىباشد واو غير لحية التيس است و مذكور شد .
[ 5561 ]
هوجره و هوفقيداس :
مزمار الراعى است .
[ 5562 ]
هوچوبه و هوفيلوس :
ابو خلساست .
[ 5563 ]
هوداسيون :
اسم مغربى نعناع است .
[ 5564 ]
هوبره :
اسم فارسى خبّازى است .
[ 5565 ]
هوپر :
به هندى اسم ابهل است .
[ 5566 ]
هوا :
نسبت به ابدان ، افضل عناصر و نسبت به روح حيوانى و ترويح آن چون نسبت آب است به روح طبيعى و تغذيهء او و نفوذ هواء در اجسام مكونات ، به شدت و ضعف است و