كه درخت او مانند درخت مورد و املس و برگش نرمتر و پهنتر و به سطبرى برگ مورد نيست . و درخت قسم سفيد او ضعيفتر و گلش سفيد و با شائبهء سرخى و بسيار خوشبوى و از وقت شكفتن نرگس تا اوّل عقرب گل مىدهد و در بلاد حارّه هميشه و درخت نوع زرد او عظيم و چترى و مانند درخت موز است و نزد بعضى قسم زرد او مسمى به زنبق است .
آن ، در دوّم ، گرم و خشك و مفتّح سدد و مسهل بلغم و سودا و ماء اصفر و رافع سدد و رياح غليظه و فالج و مفاصل و امثال آن و مقاوم سموم و مفرّح و محرِّك باه و مدرّ حيض و مخرج اقسام كرم شكم و بوييدن او جهت درد سرد بارد و تقويت دماغ و رفع رياح دماغى و نطول طبيخ او جهت دردهاى بارد و صداع و ضماد او جهت كلف و سرخ كردن رخسار و بزرگ كردن قضيب و اعانت بر نعوظ و سفيد كردن موى سياه مؤثر .
مصدع محرورين و مصلحش بنفشه و گل سرخ و سركه و قدر شربت از جرم او سه درهم و از آب او تا ده درهم است و بدلش ياسمين زرد و بدل هر دو ياسمين برّى است .
روغن ياسمين ، به دستور ، مفتّح و محلّل و در جميع افعال مذكوره قوى التّأثير است و قدر شربتش سه درهم تا پنج درهم و گل ياسمين زرد در هند كثير الوجود است و چون او را در حنظل سبز مهرا پخته يك درهم او را با يك اوقيه عسل چند روز به دستور مداومت نمايند جهت استسقاء و درد كمر و مفاصل ، مجرب بيان نمودهاند .
[ 5577 ]
ياس سفيد :
اسم فارسى ياسمين برّى است .
[ 5578 ]
ياسمين برّى :
عشبة النار است .
[ 5579 ]
يا پوشقان :
اسم تركى غرى السمك است .
[ 5580 ]
يارپوز :
اسم تركى فودنج است .
[ 5581 ]
ياره طاشى :
اسم تركى حجر العاج است .
[ 5582 ]
ياغ :
اسم تركى دهن است .
[ 5583 ]
يبروح :
لغت سريانى و به معنى ذو صورتين و اسم جنس هر زوجى و شامل بيخ لفاح جبلى و برّى است چنان كه لفاح ، شامل ثمر اقسام اوست و از مطلق او ، مراد قسم جبلى و چون بيخ هر نوع لفاح كه بزرگ باشد و بشكافند شبيه به دو صورت انسان مشاهده گردد و او را از اين جهت به اين اسم ناميدهاند و بيخ لفاح جبلى ادنى مشابهتى به صورت انسان دارد ؛ به خلاف برّى كه بسيار مشابه است .