تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
[ 5527 ]

هرن :

به هندى اسم آهو است . [ 5528 ]

هرياتوته :

به هندى توتياى هندى است . [ 5529 ]

هرى :

به هندى اهليلج است . [ 5530 ]

هرلولى :

خروع است . [ 5531 ]

هزارچشان و هزارفشان :

به فارسى ، فاشراست . [ 5532 ]

هست كند :

به هندى لوف است . [ 5533 ]

هشفيفل :

اشقاقل است . [ 5534 ]

هشت دهان :

اسم فارسى نوعى از عود است . [ 5535 ]

هفسومور :

اسم سريانى افتيمون است . [ 5536 ]

هكل :

فقع است . [ 5537 ]

هليم :

اسم عربى گل لاحق به شىء است و به فارسى عبارت از مرق گوشت و گندم مهرا پخته است و در افعال ، مانند هريسه . [ 5538 ]

هلام :

نوعى از اغذيه است كه گوشت گاو و گوساله و امثال او را بعد از پختن با آب و نمك در جايى گذارند تا آب او چكيده ، رفع گردد و به حسب احتياج ، بقول حارّه يا بارده را با سركه پخته گوشت مذكور را در آن سركه اندازند و بقول را بر دارند و اگر با بقول بجوشانند قسمى از قريص خواهد بود و در افعال ، مشابه مزاج بقول مطبوخه است . [ 5539 ]

هليون :

به فارسى مارچوبه نامند . ساق و برگش شبيه به كبر و با شير قليلى و گلش مايل به سفيدى و تخمش از قرطم كوچك‌تر و با صلابت . در دوّم ، گرم و در اوّل تر و تخمش در دوّم ، گرم و تر و بيخش در دومِ ، خشك و در اوّل ، گرم و برّى او را خشكى غالب و هليون ، مفتّح سدّهء جگر و مدرّ بول و مبهّى و محلّل نفخ و غذائيت او غالب و هاضم و مغير رايحه بول و عرق و مفتّت حصاة و جهت درد سينه و ظلمت بصر و درد ريه و استسقاء و طبيخ او مليّن طبع و رافع درد امعاء و با شراب جهت سم رتيلا و تقطير البول و مضمضهء او جهت درد دندان ، نافع . مداومت او مهيّج درد مفاصل و مفسد طعام و مغشى و مصلحش عسل و گويند او كشندهء سگ است . تخمش مفتّح سدهء سپرز و با عسل و روغن بلسان ، مخرج حصاة و فرزجهء او مدرّ حيض