[ 5457 ]
ورد ابيض بستانى :
بزرگتر از شيرين [ نسترن ] و مضاعف و به قدر گل سرخ و درخت او بىخار است و رنگش سفيد .
گرم و خشك و در افعال ، ضعيفتر از نسرين است .
[ 5458 ]
ورد اصفر برّى :
نسترن زرد است . درخت او خاردار و گلش زرد و غير مضاعف است و در قوت ، مانند نسترن سفيد .
[ 5459 ]
ورد اصفر بستانى :
درخت او بىخار و به قدر درخت گل سرخ و گلش مضاعف و بزرگ و رنگش صندلى و در قوت ، مانند گل سفيد بستانى است .
[ 5460 ]
ورد احمر برّى :
درخت دليك است و گلش سرخ و غير مضاعف و مذكور شد .
[ 5461 ]
ورد احمر بوستانى :
به فارسى گل سرخ نامند و بهترين او تمام نشكفته است .
آن ، مركب القوى و در نزد اكثر ، در اوّل سرد و در دومِ ، خشك و نزد جمعى گرم و تر و بعضى معتدل و مفرّح و مقوّى دل و اعضاء و مسهل صفرا و بلغم رقيق و با قوت قابضه و خشك او را قبض ، زياده و مفتّح ماساريقا و جهت ضعف معده و جگر و گرده و خفقانِ حارّ و غشى و جهت ريه و رحم و مقعد و طلاى او و قطور عصارهء آن جهت درد سر و چشم و گوش و مضمضهء او جهت تقويت لثه و ضماد كوبيدهء او جهت اورام مراق و رطوبت معده و سائيده او جهت ثآليل و سحج جلد كه به سبب حركت به هم رسد و رويانيدن گوشت زخمهاى عميق و ضماد تازهء او جهت اعانه بر اخراج پيكان و خار از بدن و ذرور خشك او جهت جوششها و التيام زخمها و قلاع و زخم آبله و سيلان رحم و خوشبو كردن آن و با برگ مورد جهت قطع عرق و ضماد برگ درخت او جهت خزاز و اورام حارّه و ورم مقعد و شكستگى اعضاء ، مفيد و تخم گل كه عبارت از ثمر اوست در افعال ، مانند دليك است كه آن ، عبارت از ثمر گل سرخ برّى باشد و مذكور شد و آنچه در ميان گل شبيه به تخم و زرد است ، آن را از زِرّورد گويند و دو درهم او با آب ، رافع اسهال عسر العلاج و رافع نفث الدم و سيلان خون است ؛ خصوصاً چون با أقماع گل بسايند و حمول او مقوّى رحم و رافع رطوبت آن و مضيق فرج است .
بوييدن گل ، مهيّج زكام و عطسه و ماشرى در بعضى امزجه و در بعضى مسكّن آن و مصلح او كافور و مضرّ باه و مورث تشنگى و مصلح او انيسون و قدر شربت از تازهء او تا ده درهم و از خشك او تا چهارده درهم و از آب او تا هشت درهم و بدلش مثل او بنفشه و ربع آن مرزنجوش است .