تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
[ 5457 ]

ورد ابيض بستانى :

بزرگ‌تر از شيرين [ نسترن ] و مضاعف و به قدر گل سرخ و درخت او بىخار است و رنگش سفيد . گرم و خشك و در افعال ، ضعيف‌تر از نسرين است . [ 5458 ]

ورد اصفر برّى :

نسترن زرد است . درخت او خاردار و گلش زرد و غير مضاعف است و در قوت ، مانند نسترن سفيد . [ 5459 ]

ورد اصفر بستانى :

درخت او بىخار و به قدر درخت گل سرخ و گلش مضاعف و بزرگ و رنگش صندلى و در قوت ، مانند گل سفيد بستانى است . [ 5460 ]

ورد احمر برّى :

درخت دليك است و گلش سرخ و غير مضاعف و مذكور شد . [ 5461 ]

ورد احمر بوستانى :

به فارسى گل سرخ نامند و بهترين او تمام نشكفته است . آن ، مركب القوى و در نزد اكثر ، در اوّل سرد و در دومِ ، خشك و نزد جمعى گرم و تر و بعضى معتدل و مفرّح و مقوّى دل و اعضاء و مسهل صفرا و بلغم رقيق و با قوت قابضه و خشك او را قبض ، زياده و مفتّح ماساريقا و جهت ضعف معده و جگر و گرده و خفقانِ حارّ و غشى و جهت ريه و رحم و مقعد و طلاى او و قطور عصارهء آن جهت درد سر و چشم و گوش و مضمضهء او جهت تقويت لثه و ضماد كوبيدهء او جهت اورام مراق و رطوبت معده و سائيده او جهت ثآليل و سحج جلد كه به سبب حركت به هم رسد و رويانيدن گوشت زخمهاى عميق و ضماد تازهء او جهت اعانه بر اخراج پيكان و خار از بدن و ذرور خشك او جهت جوششها و التيام زخمها و قلاع و زخم آبله و سيلان رحم و خوشبو كردن آن و با برگ مورد جهت قطع عرق و ضماد برگ درخت او جهت خزاز و اورام حارّه و ورم مقعد و شكستگى اعضاء ، مفيد و تخم گل كه عبارت از ثمر اوست در افعال ، مانند دليك است كه آن ، عبارت از ثمر گل سرخ برّى باشد و مذكور شد و آنچه در ميان گل شبيه به تخم و زرد است ، آن را از زِرّورد گويند و دو درهم او با آب ، رافع اسهال عسر العلاج و رافع نفث الدم و سيلان خون است ؛ خصوصاً چون با أقماع گل بسايند و حمول او مقوّى رحم و رافع رطوبت آن و مضيق فرج است . بوييدن گل ، مهيّج زكام و عطسه و ماشرى در بعضى امزجه و در بعضى مسكّن آن و مصلح او كافور و مضرّ باه و مورث تشنگى و مصلح او انيسون و قدر شربت از تازهء او تا ده درهم و از خشك او تا چهارده درهم و از آب او تا هشت درهم و بدلش مثل او بنفشه و ربع آن مرزنجوش است .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 837 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )