[ 5465 ]
ورد صينى :
نسرين است .
[ 5466 ]
ورد الفجار و ورد الحمار و ورد القحاب :
ورد الحماق است .
[ 5467 ]
ورد الحمير :
نزد بعضى گل خطمى است و به لغت مغربى ، گل فاوانيا است .
[ 5468 ]
ورد الزوانى :
به لغت مغربى ، گل خطمى است .
[ 5469 ]
ورد فرا :
شقايق النعمان است .
[ 5470 ]
ورد الحب :
كبيكج است .
[ 5471 ]
ورل :
ماهى سقنقور است .
[ 5472 ]
وراحالوذ :
فاشرا است .
[ 5473 ]
ورطورى :
استطاخلس است .
[ 5474 ]
ورق النيل :
وسمه است .
[ 5475 ]
ورق الزيتون هندى :
طاليسفر است .
[ 5476 ]
ورده :
به لغت مازندران ، سمانى است .
[ 5477 ]
ورك :
به لغت قزوين ، نبات خرنوب نبطى است .
[ 5478 ]
ورطنيثا :
عنم است و در عين ، گذشت .
[ 5479 ]
ورل :
به فارسى و تركى ، بزمجه نامند . او ، حيوانى است بزرگتر از حردون و دنبالهء او دراز و جلد او سياه و درشت و ابلق از خطوط زرد .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و قائم مقام سقنقور در همه افعال و مبهى و محلّل رياح و ضماد گوشت او جاذب پيكان و خار از بدن و جاذب سمّ گزيدهء حيوانات به خود و جاذب خون به ظاهر جلد و باعث فربهى عضوى كه بر آن ببندند و طلاى روغن زيتون كه در آن جوشانيده باشند و مهرا شده ، رافع آثار جلد و كچلى و حكّه و داء الثعلب و قوبا و سرگين او قالع بياض چشم و طلاى پيهء او عظيم كنندهء قضيب و طلاى خاكستر او موجب بىحسى عضو است .
[ 5480 ]
ورشان :
از جنس كبوتر صحرايى و از آن بزرگتر و طوق دار است و به تركى الافاخته نامند .
در خواص مانند كبوتر صحرائى و از آن بهتر است و چون در روغن مهرا كنند ، طلاى او در افعال مانند پيه شتر مرغ و مداومت خوردن او مورث بدى خلق و مصلحش سركه است .