حرف الواو
[ 5436 ]
واق :
اسم مرغى است كه در كنار آبها مىباشد . تيرهء مايل به سياهى و مخلوط به سفيدى و سرش سياه و در كاسهء سر او سه چهار عدد موى مانند كاكل رسته ؛ در غايت سفيدى و نرمى و قريب به شبرى و تركان با زلف حقار جمع كرده بر سر مىزنند و اكثر صيد او ماهى است و در تنكابن او را آوين نامند و كوچكتر از حقّار است .
در دوّم ، گرم و در اوّل خشك و گوشت او موافق مبرودين و درد زانو و كمر و روغن او جهت فالج و امراض عصب ، نافع است و گوشت نمك سود او جاذب پيكان و خار از بدن و زهرهء او جهت بياض چشم و بهق مفيد است .
[ 5437 ]
واوى :
كلب برّى است .
[ 5438 ]
واجد :
لبلاب است .
[ 5439 ]
وافينس :
به يونانى كنگر زد است .
[ 5440 ]
واشه :
اسم فارسى صقر است .
[ 5441 ]
وارموك :
به لغت تنكابن ، قنفد است .
[ 5442 ]
وايلهيم :
به لغت تنكابن ، كرفس برّى است .
[ 5443 ]
والان بزرگ :
به هندى رازيانه .
[ 5444 ]
والان كوچك :
شبت است .
[ 5445 ]
و بر الارض :
فطر است .
[ 5446 ]
و بر :
به فارسى پشم نامند . گويند مخصوص پشم شتر است و خواص صوف ، مذكور شد .
[ 5447 ]
وثير :
به ثاء مثلثه ، اسم عربى درد ابيض است .
[ 5448 ]
وج :
به فارسى اكير تركى نامند . و آن ، بيخ نباتى است كه در آبها مىرويد و به فارسى سوسن زرد گويند و برگش از برگ نرگس درازتر و عريضتر ، با خشوت و انبوه و ساقش