تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
يرقان از سرانديب آورده و مسافت آن در رفتن و مراجعت نمودن زياده بر دو هزار فرسخ مىشود و از خواص اوست كه به جهت حراست در وقت خواب يك چشم را نمىپوشاند و تا هزار سال عمر مىكند و در سالى زياده بر يك تخم و يك بچه نمىكند . در سوم ، گرم و خشك و گوشت او محلّل رياح غليظه و قولنج ايلاوس و مفتّح سدد و مفتّت حصاة و قاطع بلغم . ردى الغذاء و غليظ و مصلحش دارچينى . شرب پيهء او جهت سرفه و ضمادش جهت مفاصل و قطور او جهت كرى قديم گوش و خون و زهرهء او قالع بياض و رافع نزول آب و ظلمت بصر و جرب چشم و سرگين او جالى كلف و خاكستر موى او رافع جرب و حكّه و قروح است . محمد بن زكريا گويد كه طلاى بيضهء او در عرض سه روز بسيار مقوّى قضيب است و مهريارس گويد كه سعوط دماغ و زهرهء او از هر يك به قدر نيم دانگ و مثل آن قطران و روغن زيتون ، دافع جذام و جنون است و از مجربات شمرده . [ 5371 ]

نسج العنكبوت :

به فارسى دام عنكبوت است و در حرف عين گذشت . [ 5372 ]

نسرين السباع :

گل عليق العدس است . [ 5373 ]

نسوت :

به هندى تربد است . [ 5374 ]

نسرى :

به هندى نبات است . [ 5375 ]

نسورا :

به هندى سپستان است . [ 5376 ]

نسترن سفيد :

اسم فارسى ورد ابيض برّى است و در افعال ، به غير از تفريح و تقويت مانند نسرين است . [ 5377 ]

نسترن زرد :

ورد اصفر برّى است . [ 5378 ]

نشا :

به فارسى نشاسته و به يونانى امولونش نامند و او را از گندم خيسانيده كه به حد تعفن رسد و پوست او باز شود و از پوست جدا كرده ، صاف كرده ، خشك مىكنند . در آخرِ اوّل سرد و خشك و نزد بعضى سرد وتر است و مغرّى و رادع و قابض و موافق امعاء و مصلح ادويهء تند و حابس اسهال و خون ، خصوصاً بودادهء او با شكر و روغن بادام كه نيم گرم بنوشند جهت خشونت حلق و سرفه و درد سينه و سل و قطع خون بواسير و حيض و حريرهء او با پيه بز جهت سحج و رافع افراط عمل دواى مسهل و حقنه او جهت قرحهء