تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
متكون مىگردد و آن ، جبلى و برّى مىباشد و مائى آن ، آبهايى است كه منجمد گردد و معدنى او اقسام است و هر يك را كه نامى مخصوص است مذكور مىشود ، و بهترين آن ملح اندرانى معدنى است ، [ پس ملح مائى و بعد از آن نمك طعام و قسم هندىِ مائى ، كمياب است و زبون‌ترين او تلخ معدنى است ] و اقسام تنكار و قلى و بوره و نوشادر را املاح نامند . املاح ، مصنوعه نيز مىباشد و آن را از خاكستر بعضى نباتات كه آب آن را صاف نموده ، به آتش يا به آفتاب منعقد مىسازند و به دستور از بول حيوانات و انسان نمك به طبخ و عقد مىگيرند و بهترين او محترقِ محلولِ معقودِ صاف است . مراد از مطلق ملح ، نمك طعام است . مجموع آن ، مسهل بلغم و سودا و ماء اصفر و رافع رطوبات لزجه و سدد و تخمه و فساد طعام و مشهّى و نيكو كنندهء رخسار و مصلح اغذيهء بارده و معين اخراج آن ، و بعضى در اسهال خلط خاصى قوىتر از سايرند ؛ چنان كه مذكور خواهد شد . بودادهء او قابض و سوختهء او الطف و همهء آن ، غاسل امعاء و معين قلع سودا از اقاصى بدن و رافع بدمزگى اطعمه و مانع حدوث جذام و با سكنجبين و با آب ، مفتّح جميع سدّه و با عسل و سكنجبين ، رافع مضرّت افيون و سموم مخدّر و گزيدن هوامّ وجهت استسقا و امراض سوداوى و بلغمى ، نافع و قى كردن با نمك و سكنجبين ، منقّى معده و با مسهلات جهت قطع اخلاط و با صعتر جهت رفع عفونات و اخراج رياح به آروغ و به اسفل و مضمضهء او جهت قطع خون لثه و دندان قلع كرده و ضماد او با صبر جهت نزلات و با روغن زيتون و غير آن و عسل و زفت جهت فسخ [ فتح ] و كوفتگى اعضاء و وثى و با سركه و كف صابون جهت ورم بلغمى و ريحى و تهبّج و با تخم كتان جهت گزيدن عقرب و با سركه و عسل جهت گزيدن زنبور و با مشكطرامشيع جهت گزيدن افعى و با زفت و قطران جهت مار شاخدار و نهنگ و با زفت و عسل و جهت اورام بلغمى و با عسل جهت خون منجمد تحت جلد و و با روغن زيتون جهت سوختگى آتش و حكّه و جرب و زخم آبله و جذام و با حنا جهت دافس و با جوز ماثل جهت ورم انثيان و با خمير جهت دمل و با سركه جهت قوبا و سعفه و اكتحال او جهت بياض و سلاق و سبل و قوت بصر و سوختهء او با سوخته نوشادر و شب سوخته جهت سبل و با مرواريد جهت بياض ، مجرب و در پاك كردن دندان ، بىعديل و شستن نملهء ساعيه و آكله و جوششها با نمك و سركه ، رافع آن و بستن او با پشم بر زخم ،