تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
خربق اسود و بسيار خوشبو و منبتش اماكن رطبه و در جوزا مىرسد و تخمش مانند گل سرخ . در اوّل دوّم ، گرم و خشك و نزد بعضى گرم و تر و محلّل اورام و رافع سموم و مفتّح سدد و مدر حيض و قابض طبع و دو درهم از بيخ او جهت ضرر افيون و سمّ ضفادع و ارنب بحرى و پيچش و قرحه امعاء و طبيخ او جهت تفتّح سدهء جگر و سنگ گرده و درد رحم و شرب نبات او جهت اسهال و ضماد او جهت اورام بارد احشاء و بلغمى و غسول او جهت دراز كردن موى ، مؤثر و طلاى او با زبيب الجبل و روغن زيتون مانع تولد قمل است تا يك سال . مضر سپرز و مصلحش باد آورد و قدر شربتش از آب او يك اوقيه و در مطبوخ تا پنج درهم و از بيخ او از يك مثقال تا دو درهم و بدلش لسان الثور است . [ 5086 ]

مزج :

درخت بادام تلخ است . [ 5087 ]

مزو :

به لغت اصفهان سوس است . [ 5088 ]

مسك :

خون منجمدى است كه از حيوانى كوچك‌تر از آهو و در بلاد چين و هند و ترك حاصل مىشود و او را آهوى چينى نامند . دستهاى او كوتاه تر از پا و دو دندان پيش او كج به طرف زمين و شاخ او منحنى و سفيد و دراز به حدى كه به دنبالهء او رسد و در آن ، سوراخها كه استنشاق به او كند . مسك ، چهار قسم مىباشد : يكى را تركى نامند و آن حيوانى است كه از آن حيوان به طريق حيض يا بواسير دفع شده و بر روى سنگها منجمد مىگردد و آن در غايت خوشبويى و بوى او رعاف مىآورد و رنگش زرد و قطعات او دراز و با صلابت و قليل الوجود است . دوّم را تبّتى نامند و آن ، نافه است و از جمعيت خون او در حوالى ناف به هم مىرسد و بعد از رسيدن به سبب خارش با پوستى كه ظرف اوست مىافكند . يكى را چينى نامند و آن ، خونى است كه بعد از صيد موضع ناف او را شكافته اطراف او را به دست مىمالند ، تا خون اطراف در يك جا جمع شود پس خشك مىكنند و آن ، سياه با صلابت مىباشد . قسم چهارم را هندى نامند و آن ، خونى است كه از ذبح آن حيوان به هم رسد با جگر و
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 788 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )